کد خبر : 3627
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۳

سیدمحمدحسین حسینی طهرانی

سیدمحمدحسین حسینی طهرانی

سید محمد حسین حسینی طهرانی[۱] معروف به علامه طهرانی (۱۳۰۵ تهران ـ ۱۳۷۴ مشهد) فیلسوف، عارف و فقیه شیعه بود. زندگی‌نامه سید محمدحسین حسینی طهرانی از علما و عرفای معاصر، فرزند سید محمدصادق طهرانی، در ۱۲ مرداد ۱۳۰۵ (۲۴ محرم ۱۳۴۵) در تهران متولد شد. پس از تحصیلات ابتدائی، دوره آموزش مکانیک و ماشین‌سازی را گذراند. سپس به تحصیلات علوم دینی حوزوی روی آورد. در سال ۱۳۴۶

سید محمد حسین حسینی طهرانی[۱] معروف به علامه طهرانی (۱۳۰۵ تهران ـ ۱۳۷۴ مشهدفیلسوف، عارف و فقیه شیعه بود.

زندگی‌نامه

سید محمدحسین حسینی طهرانی از علما و عرفای معاصر، فرزند سید محمدصادق طهرانی، در ۱۲ مرداد ۱۳۰۵ (۲۴ محرم ۱۳۴۵) در تهران متولد شد. پس از تحصیلات ابتدائی، دوره آموزش مکانیک و ماشین‌سازی را گذراند. سپس به تحصیلات علوم دینی حوزوی روی آورد. در سال ۱۳۴۶ قمری، به قم رفت و در مدرسه حجتیه مقیم شد.[۲]

اقامت در قم

وی از سال‌های اول حضور در قم، به جمع شاگردان محمدحسین طباطبایی پیوست و در سطوح مختلف علمی و عملی در طی مدت ۷ سال از استادان آنجا، بهره برد و در همین مدت به درجه اجتهاد رسید و از دیدگاه عرفانی نیز مراتب توحید و تجرد را طی کرد، بطوری‌که طباطبایی بسیار به وی علاقه داشت؛ اوج این علاقه در پاسخ نامهٔ طباطبایی به وی که در خصوص هجرت به نجف استجازه کرده بود منعکس شده‌است.[۲]

هجرت به نجف

وی برای تکمیل تحصیلات علوم دینی در آغاز سن ۲۷ سالگی به عراق رفت و در نجف ساکن شد. در آنجا از علما و فقهای نجف کسب فیض کرد و درجهٔ اجتهاد را دریافت نمود. در مسائل عرفانی و سلوکی بنا به توصیه محمدحسین طباطبایی در ابتدا با عباس قوچانی (وصی سیدعلی قاضی طباطبائی) آشنا شد و در مسائل عرفانی با وی، حشر و نشر پیدا کرد و بعد به حضور سیدجمال‌الدین گلپایگانی و محمدجواد انصاری همدانی رسید. سرانجام، با راهنمایی‌های عباس قوچانی، به حضور سیدهاشم حداد (از شاگردان سیدعلی قاضی طباطبائی) رسید و فصل نوینی در زندگی توحیدی و عرفانی وی پدید آمد.[نیازمند منبع]

بازگشت به تهران

وی به سال ۱۳۷۷ هـ ق، در سن ۳۳ سالگی بعد از رسیدن به اجتهاد برای ترویج شعائر دینی بنا به دستور سید هاشم حداد به تهران بازگشت و در کسوت امام جماعت در مسجد قائم مشغول وعظ و ارشاد مردم و اقامه نماز شد.[۲] در این مسجد دست به اقدامات ابتکاری و تبلیغی خاص خود زد و توانست فعالیت‌های فرهنگی و دینی مؤثری را برنامه‌ریزی و اجرا کند.[نیازمند منبع]

شخصت سیاسی و مبارزاتی

وی همیشه تشکیل حکومت اسلامی را یک وظیفه الهی می‌دانست و در قضایای ۱۵ خرداد با سابقه آشنایی‌اش با سید روح‌الله خمینی به همکاری و همفکری پرداخت. نام وی در میان علمای صادرکننده اعلامیه علیه رژیم پهلوی در تاریخ دوم آبان ماه ۱۳۴۱ به چشم می‌خورد.[۳] با پیروزی انقلاب و تأسیس حکومت اسلامی، در شکل‌گیری قانون اساسی و پیش‌نویس آن بر «حاکمیت اسلام و محوریت ولایت فقیه» تأکید و جهت تصویب آن در مجلس خبرگان تلاش کرد. وی در خلال ملاقات‌هایش با روح‌الله خمینی دیدگاه‌ها و پیشنهادهایش را به واسطهٔ مرتضی مطهری بیان کرد. در سال ۱۴۰۰ ق، به خواسته استادش، سیدهاشم حداد، به مشهد رفت و مدت پانزده سال آخر عمر خود در آنجا بود. در این مدت، علاوه بر ترویج دین و تربیت شاگردان و طلاب، به تألیف و نشر (دوره علوم و معارف اسلام) پرداخت و آثار بسیاری در همین زمینه از خود برجای گذاشت.[۴] او همواره تا آخر عمر در سخنان خود به ولایت مطلقه فقیه اعتقاد داشت و پیروی از ولایت فقیه و دفاع از حاکمیت اسلام را ترویج می‌کرد.[نیازمند منبع]

درگذشت

سید محمدحسین حسینی طهرانی، روز ۱۷ تیر ۱۳۷۴ (۹ صفر ۱۴۱۶) در مشهد درگذشت و بر پیکر وی محمد تقی بهجت نماز خواند. مدفن وی در قسمت جنوب شرقی صحن انقلاب (عتیق) قرار دارد.

سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در پیام به مناسبت درگذشت او این چنین آورده‌است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم‌

حضرات محترم حجج اسلام، آقایان سید محمد صادق حسینی طهرانی و اخوان.

خبر رحلت عالم عامل ربّانی، و سالک مجاهد روحانی، سید محمد حسین حسینی طهرانی را با اندوه و افسوس بسیار دریافت کردم و عمیقاً متأسّف و مصیبت زده شدم.

ایشان از جمله فرزانگان معدودی بودند که مراتب برجسته علمی را با درجات والای معنویّت و سلوک توأماً دارا بودند، و در کنار فقاهت فنّی و اجتهادی، به فقه الله الأکبر نیز که از مقوله شهود و محصول تجربه حسّی و مجاهدت معنوی است نیز نائل گشته بودند.

فقدان آن عزیز برای آشنایان و ارادتمندانشان خسارتی دردناک و غمی هائل است.

این جانب با قلبی اندوهگین و ملول به شما آقازادگان محترم و والده محترمه و دیگر فرزندان و اخوان و کسان و نزدیکان و نیز دوستان و ارادتمندان ایشان تسلیت می‌گویم، و از خداوند متعال برای ایشان علوّ درجات و حشر با احبّه و اولیاء را مسألت می‌کنم.

هنیئًا لَهُ ما أعدَّهُ اللهُ لإولیآء اللهِ و عبادِه الصّالحین؛ و سلام علیکم و رحمه الله.

سید علی خامنه‌ای

۱۸ تیر۱۳۷۴[۵]

دیدگاه‌ها

هدف از خلقت انسان

«رسیدن به توحید ذات بالاترین مقامی است که انسان می‌تواند به آن برسد و هدف از خلقت هم همین است. آن جا مقامی است که انسان با تمام وجود به این حقیقت و باور می‌رسد که یک وجود بیشتر در عالم نیست که همه عالم را پر کرده‌است و همه مخلوقات سایه و ظهوری از آن هستند عیناً مثل گلی که انسان تصور می‌کند که از طرفی هم گل غیر از انسان واست وهم وجود این گل تصور شده عین وجود انسان (خالق آن) است.»[۶]

کاهش جمعیت

  • وی همچنین در پی اجرای سیاست‌های کاهش جمعیت در دههٔ هفتاد مقطعی درس خود را تعطیل و به تدوین کتاب «کاهش جمعیت ضربه‌ای سهمگین بر پیکر مسلمین» پرداخت. او در این کتاب بحث کاهش جمعیت را نقشهٔ استعمار برای مسلمانان دانست.[۷] وی می‌گفت: «محرز است که آیت‌الله خامنه‌ای با این طرح [کاهش جمعیت] موافق نیستند و افراد موثقی از خود ایشان نقل کرده‌اند که ایشان از این مسئله پشتیبانی نمی‌کنند و لذا مخالفت با این طرح وظیفه‌ای شرعی است. در جایی که ولی فقیه با مسئله‌ای مخالف است و شرایط به شکلی است که ایشان نمی‌تواند اعمال قدرت کند، بر عهدهٔ دیگران است که با روشنگری و تبیین حقایق به ولی فقیه در اجرای قوانین اسلام کمک نمایند.»[۸]
  • سید محمدصادق حسینی طهرانی فرزند ارشد و وصی وی در پیامی به بزرگداشت بیستمین سالگرد درگذشت او آورده‌است: «در همین مسئله کاهش جمعیت همواره به شدت ابراز ناراحتی و تأسف می‌نمودند خصوصاً پس از آنکه شنیدند مجلس تصویب نموده‌است که خانواده‌های پرجمعیت از بسیاری از مزایای اجتماعی محروم هستند. در ماه‌های آخر عمر شریفشان هر روز در منزل و مجالس و محافل خصوصی با عصبانیت ناراحتی خود را از این مسئله ابراز می‌کردند و می‌فرمودند که دشمنان اسلام آن کاری را که می‌خواستند بکنند کردند و نسل شیعیان عقیم شد و این امر دیگر به این زودیها قابل اصلاح نخواهد بود و هر بار این مطلب را می‌فرمودند صورتشان از غصه چنان سرخ می‌شد که حقیر نگران می‌شدم که عارضه سکته ایشان عود نماید و گمان حقیر این بود که ایشان از غصه این مسئله دق کردند و این معنا در سکته نهائی ایشان دخیل بود.»[۹]

مواضع و اقدامات سیاسی

درباره مبارزات انقلاب اسلامی

  • صدرالدین حائری شیرازی می‌گوید: «بعد از جریان ۱۵ خرداد۱۳۴۲، یکی از مشکلات ما به دلیل وسعت مبارزات، مسئلهٔ رخنهٔ گروهکها در مبارزات بود. حصرت امام برای جلوگیری از این مسئله، فردی را به‌عنوان مسئول گذاشت که هر کسی که می‌خواهد وارد مبارزات شود از این طریق باید بیاید و آن فرد علامه طهرانی بود.»[۱۰] «بنده و سید عبدالحسین دستغیب جزو کسانی بودیم که توسط علامه طهرانی وارد تشکیلات انقلاب شدیم و در نزد ایشان به قرآن قسم خوردیم که تا سرحد شهادت مقاومت کنیم.»[۱۱] همچنین وی می‌گوید: « علامه طهرانی با سید محمدهادی میلانی صحبت کرد تا جایی که توانست ایشان را متقاعد کند حکم تکفیر و ترور شاه را امضا کند. سپس سرلشکر قرنی را برای این کار آماده کرد و وی برای اجرای حکم اقدام نمود، لیکن قضیه رو شد و او و تعدادی دیگر را دستگیر کردند.»[۱۲]

درباره بنیانگذار انقلاب اسلامی و استفاده از عنوان امام

  • «ایشان (سید روح‌الله خمینی) آنقدر فضائل دارند که اگر تاقیامت از فضائل ایشان برای مردم بگویند و تجلیل به عمل آورند تمام نمی‌شود و لازم نیست برای تجلیل از ایشان از لفظی که در عُرف شیعه مختص معصوم است (امام) استفاده کنند.»[۱۳]
  • «از وقتی ایشان حاکم اسلام شدند دیگر امرِ ایشان، امر خدا و رسول خداست و بر همه واجب است از ایشان تبعیت کنند. حکم ایشان بر همه حتی بر تمام مجتهدین نافذ است حتی اگر آن مجتهد اعلم از ایشان باشد.»[۱۴]
  • «هرگاه می‌خواهید صدقه برای خود بدهید اول برای او بدهید سپس برای خود و زن و فرزند و خانواده‌تان.»[۱۵]
  • «در یکی از جلسه‌ها به ایشان عرض کردم ما تابحال روی اسلام تبلیغ می‌کردیم ولی دیگر از این به بعد گویی اسلام در شما متمرکز شده‌است و باید کاملاً روی شما تبلیغ کنیم.»[۱۴]
  • «حقی که این رهبر عالیقدر بر شما دارد اگر تا روز قیامت به سپاس و شکرانه‌اش برخیزید از عهده بر نیامده‌اید، چون شما همه، مردمان مُرده‌ای بودید که او زنده کرد.»[۱۶]
  • «اگر خواستید مجلس توسلی برای رفع گرفتاری‌های شخصی فراهم آورید اول برای به ثمر رسیدن نهضت اسلام و برقراری این حکومت و صحت و سلامت و طول عمر این رهبر که بر شما حق حیات دارد دعا کنید، سپس برای مقاصد شخصی خود.»[۱۷]
  • «در جرئت، بلندهمتی، استقلال فکر، از خودگذشتگی و نهایت‌نگری و امثالها، دربارهٔ آن رهبر عظیم الشان هرچه بخواهند بگویند و بنویسند کم است. او حقاً و حقیقتاً در این امور اسوه و الگو بود.»[۱۸]
  • «ملت مانند صفر است؛ صفر یعنی هیچ. یعنی مُرده و بی‌خاصیت اما اگر «یک» به او اضافه شد، زنده می‌شود. این ملت قابلیت و استعداد داشت اما وقتی نور وجود و ارادهٔ رهبر در او تابید این قابلیت‌ها را از خفا بیرون آورد.»[۱۹]
  • مصطفی خمینی می‌گفت «پدرم در قم هروقت در میان نوشته‌ها کاغذهای ایشان [علامه طهرانی] را می‌یافت با دست خود امضای زیر آن را پاره می‌کرد که اگر احیاناً بدست دستگاه و سازمان برسد خطری را ایجاد نکند».[۲۰]
  • «بعد از مراجعت قائد روح‌الله خمینی از پاریس به تهران، درسی را تحت‌عنوان «دولت اسلامی» در تهران شروع به تدریس کردیم که محتوای آن ضبط شد.»[۱۴]
  • «اینکه بگویند برای این انقلاب، ملت قیام کرد و زحمت کشید اینها همه حرف است. جز اراده و عزم قویم ایشان هیچ‌کس کار نکرد به دلیل اینکه ملت همیشه بوده‌است ولی تاروح در ملت پیدا نشد جان نگرفت، حرکت نکرد.»[۱۹]

سید علی خامنه ای

در جریان ملاقات غیرعمومی سید علی خامنه‌ای با سید محمدصادق حسینی طهرانی و تنی چند از وابستگان به بیت علامه طهرانی که در تاریخ ۹ فرودین ۱۳۹۷ در مشهد برگزار شده‌است، سید علی خامنه‌ای شیوه آشنایی خود با وی را اینگونه بیان می‌کند:

«شهید مطهری حدود چهارسال به انقلاب مانده به من گفت: «آسید محمد حسین طهرانی را می‌شناسید؟ این سید خیلی نازنین است؛ خوب است شما خدمت ایشان برسید و از ایشان استفاده کنید» که نشد. در طول این مدت چند بار ایشان را در خواب دیدم. البته جزئیات خواب را به یاد ندارم. ایشان (علامه طهرانی) کتاب‌هایشان را برای بنده می‌فرستادند و من مطالعه می‌کردم. سپس در زمان ریاست جمهوری بنده، مصطفی (فرزند ارشد رهبری) هم کلاسی یکی از آقازاده‌ها بود. به مصطفی گفتم برو منزل آقای طهرانی و برایم وقت ملاقات بگیر. مصطفی گفت: زنگ در را زدم و آقای طهرانی با عمامه سبز جلوی درب منزل آمدند و گفتند: مجال ندارم. مصطفی گفت: به شما وقت ندادند. سپس در زمان رهبری نمی‌دانم چه شد که با ایشان ملاقات کردم و شما ( سید محمدصادق حسینی طهرانی) هم بودید، موقعی که در پاستور بودیم. در این دیدار آقا به من انگشتری دادند که من بعدها آن را به آسید حسن نصرالله دادم. شما ( سید محمد صادق حسینی طهرانی) هم بعد از وفات آقا، در مشهد انگشتر عقیق آقا را به ما دادید و دو سال دستم می‌کردم و بعد به یکی از بچه‌ها آسید مصطفی دادم. در سال آخر عمرشان ما با ایشان دو ملاقات داشتیم یک ملاقات در حضور شما (فرزندان علامه) و ملاقات بعدی به درخواست ایشان بود و خیلی طول کشید: حدود یک ساعت و نیم. من بودم و ایشان، دو نفری تنها و چقدر با هم صحبت کردیم. کاش آن جلسات ضبط می‌شد و برای ما می‌ماند. دفتر چند وقتی است که جلسات را ضبط می‌کند ولی در آن زمان ضبط نمی‌کردند.»[۱]

  • سید علی خامنه‌ای دربارهٔ وی می‌گوید: «سید محمدحسین پدیده‌ای بود. آقای طهرانی در ریاضی، هندسه، علوم حوزوی و… پدیده‌ای بود.»[۲۱] همچنین علی خامنه‌ای در پاسخ به عباس واعظ طبسی که گفته بود بحث اینها (جریان علامه طهرانی) اختلاف فکری نیست بلکه جهت‌گیری‌های سیاسی است، گفت: «به نظر جهت‌گیری‌های سیاسی این‌ها هم مشکلی ندارد، سیدمحمدحسین طهرانی هروقت بنده به مشهد می‌آمدم به دیدن بنده می‌آمدند و از من توقع بازدید هم نداشتند و سالی یک نوبت هم که تهران می‌آمدند باز به دیدن ما می‌آمدند الا در سال آخر عمرشان که دو بار به دیدن بنده آمدند که بعد از دیدار آخر که یکی دو ساعتی هم طول کشید بعد از چندماه از دنیا رفتند.[۲۲]
  • «مخالفت بعضی از اهل علم با این سیّد عالِم (سید علی خامنه‌ای) از کمال بی‌انصافی است.»[۲۳]
  • «امروز علَم اسلام دست ایت‌الله خامنه‌ای است و تعظیم ایشان تعظیم اسلام و تضعیف ایشان تضعیف اسلام است. هر سخنی که منجر به تضعیف ایشان گردد حرام مسّلم و معصیت کبیره و گناهی است که بخشوده نمی‌شود.»[۲۴]

حکومت اسلامی

  • «در این حکومت ما دو وظیفه داریم: یکی اینکه کارهای خوب را تقویت و تعریف کنیم و بگوییم باید با این مشکل‌ها بسازید که عزت با راحتی نمی‌سازد. دیگر آنکه: به‌جای بدگویی در غیاب فرد، خرابی‌ها را اصلاح کنیم یا بدون اطلاع دیگران به او بگوئیم که این کار شما غلط است.»[۲۵]
  • «در جایی که ولی فقیه با مسئله‌ای مخالف است و شرایط به شکلی است که ایشان نمی‌تواند اعمال قدرت کند، بر عهدهٔ دیگران است که باروشنگری و تبیین حقائق به ولی‌فقیه در اجرای قوانین اسلام کمک نمایند.»[۸]
  • «حالا برنج گران باشد