کد خبر : 6291
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۶

نشست علمی “نقش علوم عقلی در تمدن نوین اسلامی” برگزار شد.

نشست علمی “نقش علوم عقلی در تمدن نوین اسلامی” برگزار شد.

نشست علمی « نقش علوم عقلی در تمدن نوین اسلامی » ، پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۹۹ با حضور صاحب‌نظران، به صورت حضوری(محدود) و مجازی در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد. در این نشست علمی حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری و حجت الاسلام والمسلمین دکتر حبیب الله بابایی به عنوان کارشناسان بحث و جناب حجت الاسلام والمسلمین

نشست علمی « نقش علوم عقلی در تمدن نوین اسلامی » ، پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۹۹ با حضور صاحب‌نظران، به صورت حضوری(محدود) و مجازی در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

در این نشست علمی حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری و حجت الاسلام والمسلمین دکتر حبیب الله بابایی به عنوان کارشناسان بحث و جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود آذربایجانی به ‌عنوان دبیر علمی در خصوص موضوع یاد شده به تبادل‌نظر و بیان دیدگاه‌های خود پرداختند که خلاصۀ نشست در پی می آید.

در ابتدا، دبیر علمی نشست پس از بیان ضرورت بحث، تعریفی از علوم عقلی و تمدّن ارائه کردند. در این بحث، علوم عقلی علومی هستند که پدیده­های مختلف را با استدلال عقلی، برهانی و فلسفی مطالعه می­کنند. این علوم در سه طبقه قابل تقسیم هستند: ۱- شاخه­های مختلف علوم فلسفی، ۲- آن بخش از علوم الهیاتی که روش عقلی دارند، و ۳- علوم ریاضی. تمدّن نیز بالاترین و گسترده­ترین مفهوم اجتماعی و تاریخی، و برآیند عناصر چهارگانۀ سرمایه­ها و دستاوردهای سخت و نرم است که به­صورت یک واحد بزرگ و مستقلّ اجتماعی پدید آمده و جوامع گوناگون جغرافیایی یا تاریخی را در­بر­می­گیرد. این برآیند از یک اندیشۀ تعمیم­یافته متأثّر است که در یک بازۀ زمانی و فرآیند تاریخی محقّق می­شود.

پس از بیان مبادی تصوّری، کارشناسان محترم موضوع را از دو منظر تاریخ­شناختی و پدیدارشناختی مورد بررسی قرار دادند.

جناب آقای دکتر الویری تمدّن را فرآیندی دولایه دانستند. لایۀ زیرین آن مستقل از ارادۀ انسان است. این لایه، سنّت­های الهی حاکم بر جوامع بشری و قانون­های تاریخی کشف­شده توسّط بشر را شامل می­شود. لایۀ رویین این فرآیند تحت تأثیر اراده­های هم­افزای انسانی شکل می­گیرد. بر این اساس خودآگاهی انسان­ها نسبت به قرار گرفتن در یک وضعیّت تمدّنی در کاهش هزینه­ها و افزایش سرعت رسیدن به آن، نقش اساسی دارد.

ایشان بیان کردند که هر دو لایۀ تمدّن نیازمند تبیین­های علوم عقلی است. در لایۀ زیرین، الهیات سنّت­ها را تعریف می­کند و نحوۀ شکل­گیری و اثرگذاری اجتماعی اراده­های هم­افزا را تبیین می­کند. در لایۀ رویین نیز علوم عقلی و به­ویژه فلسفه، نحوۀ ترکیب مؤلّفه­های چهارگانه و تعیین نسبت میان «برآیند» و «ترکیب» را تبیین می­کند. ضمن اینکه نقش فلسفه و الهیات عقلی را در تعریف انسان ـ به­عنوان کنش­گر اصلی تاریخ و تمدّن ـ و جامعه، و تعیین اصالت یا عدم اصالت آن غیر­قابل­انکار دانستند.

دکتر الویری با تأکید بر لزوم بهره­گیری تمدّن از یک بنیان اندیشه­ای، نظام اندیشه­ای تمدّن­ساز را نظامی جامع دانستند که تحت جامعیّت آن، تبیین­های لازم از­سوی علوم عقلی ارائه می­شود. از­نظر ایشان، جامعیّت بنیان اندیشه و رسوخ آن در تار­و­پود تمدّن را می­توان در تمدّن­های اسلامی و غربی، و حتّی خرده­تمدّن مارکسیستی شاهد بود.

ایشان منظور از عقلانیّت را برخورداری از منطق روشن و سازگاری درونی دانستند به­گونه­ای که بتواند مجموعه­ای را از خود متأثّر کند؛ نه اینکه لزوماً به­معنای مبتنی بودن بر عقل باشد. از­این­منظر است که می­تواند از عقلانیّت تمدّن غرب سخن گفت و آن را نقد کرد. ضمن اینکه نحوۀ رسوخ این عقلانیّت در تار­و­پود وجودی تمدّن غرب می­تواند منبع الهام ما باشد.

ایشان تصریح کردند که علوم عقلی در تمدّن پیشین اسلامی سهم وجودی داشتند نه سهم ایجادی. آن تمدّن یک تمدّن دینی بود که بر­مبنای فهم متولیان امور دینی از آموزه­های قرآنی و روایی شکل گرفت. فقه عنصر اصلی آن تمدّن به­شمار­می­رفت و علوم عقلی متأخّر از آن تمدّن پدید آمدند. اگر تمدّن پیشین اسلامی را به­مثابۀ یک وضعیّت در نظر بگیریم، از­این­جهت که مسلمانان میراث عقلی تمدّن­های دیگر را بازتولید کردند و گسترش دادند علوم عقلی قطعاً جایگاه بسیار شاخص یافت. امّا این تنها در حدّ وجودی باقی ماند.

امّا امروز، این علوم به بازخوانی متون دینی و فهم نظام اندیشه­ای پیشین کمک کنند، و از آیات قرآن تبیین­های عقلی معطوف به ساختن جامعه عرضه کنند. میراث پدید­آمده از فیلسوفان و متکلّمان مسلمان را از این منظر مورد مطالعه قرار دهند. از نقش اندیشه­ای توده­های مردم نیز نباید غافل شد و آنجا که پای مردم به­میان می­آید باید آنها را به­خوبی مدیریّت کرد، چراکه رها کردن آن آسیب­های جدّی به­بار­می­آورد و تمدّن را از مسیر خود منحرف می­کند.

جناب آقای دکتر بابایی ابتدا در­مورد ضرورت پرداختن به مسئلۀ تمدّن نکاتی را بیان فرمودند. از نظر ایشان، بُروز موقعیّت­های بحرانی را یکی از عوامل احساس نیاز بشر به تمدّن، و تلاش در جهت تحقّق آن دانستند. از نظر ایشان، تمدّن نه یک وضعیّت بلکه فرآیند ترقّی و گذار از یک بحران است که تحت اراده و اختیار انسان و در­نتیجۀ تراکم اراده­ها شکل می­گیرد و هر حادثه و پدیده­ای از­جمله خود انسان را در­بر­می­گیرد.

ایشان در ادامه دو نوع تعریف از تمدّن ارائه دادند. در یک تعریف فلسفی و انسان­شناختی تمدّن کلان­ترین نظام مناسبات انسانی است. بنا بر این تعریف، تمدّن یک امر هنجاری و اخلاقی است. از منظر کلامی نیز می­توان تمدّن را عمل جامع به دین جامع دانست. بنا بر این تعریف، اگر اسلام را دین جامع بدانیم، تحقّق آن در عرصۀ اجتماعی ما­به­ازاء تمدّنی خواهد داشت.

دکتر بابایی اراده­های بزرگ و اراده­های در مقیاس امّت را در تراکم اراده­ها و ایجاد یک موج تمدّنی بسیار اثرگذار دانستند. همچنین بر نقش آگاهی و خودآگاهی در تأمین شاخص علمی بودن تمدّن تأکید کردند و آن را محصول به­کارگیری فکر و فلسفه در تمدّن برشمردند.

ایشان در تبیین نسبت علوم عقلی با تمدّن، بر لزوم تفکیک میان تمدّن به­مثابۀ یک موضوع و مسئله از تمدّن به­مثابۀ یک رویکرد تأکید کردند.

از­نظر ایشان علوم عقلی تنها زمانی می­توانند پایۀ شکل­گیری تمدّن باشد که به عقلانیّت تبدیل شود. در هرم تمدّنی منظور از عقلانیّت، آموزه­های نهادینه­شده در ذهن عموم مردم است که سبک زندگی آنان را پدید می­آورد. اینکه این عقلانیّت عمومی محصول برهان باشد یا مغلطه، یک مکانیزم کاملاً فرهنگی است. بنابراین چنین نیست که تراکم شکل­بندی علوم عقلی به­نحو خودکار و بدون دخالت مبدّل فرهنگی عقلانیّت عمومی را پایه­ریزی کند. مبنا قرار دادن عقلانیّت با نقد تمدّن غرب منافاتی ندارد. زیرا عقلانیّت می­تواند دینی یا کاپیتالیستی و یا کاملاً موهوم باشد.

دکتر بابایی تمدّن­اندیشی و حرکت تمدّنی را یک مسئلۀ نخبگانی دانست و افزود با بهره­گیری از ظرفیّت این قشر می­توان عموم مردم را در این مسیر به حرکت در­آورد. اندیشۀ تمدّنی در عرصۀ فکر و فرمان به دست نخبگان است، امّا مردم سهم تمدّنی مباشر ندارند.

ایشان تأکید کردند به­منظور بسط قلمرو پرستیژ (اعتبار) تمدّنی تمدّن اسلامی باید از علوم عقلی آن مدد گرفت. نرم­افزار تمدّن اسلامی زمانی در حوزه­های فراسرزمینی بسط پیدا می­کند که ما بتوانیم میراث ایمانی خود را مفهوم، معقول و مقبول انسان بما هو انسان قرار دهیم و علوم عقلی هستند که از عهدۀ این امر بر­می­آیند. این امر نیز مستلزم آن است که نقش علوم عقلی در توسعۀ اعتبار تمدّنی اسلام را مورد مطالعۀ تاریخی قرار دهیم.

از­نظر ایشان اگر تمدّن را به­معنای پاسخ­های متراکم به نیازهای انباشته تلقّی کنیم، علوم را نیز باید در­همین­راستا طبقه­بندی کرد. در­این­صورت نقش عالمان عقلی در ترسیم اولویّت­ها برای ارائۀ یک پاسخ نظام­مند به نیازهای امروز انسان و پیشبرد گام تمدّنی اهمیّت بسیار زیادی پیدا می­کند.

مشروح مطالب به زودی در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

نشست علمی
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.