کد خبر : 6425
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹ - ۱۹:۵۸

“ضرورت دولت از منظر علامه طباطبایی” در جلسه گروه علمی فلسفه سیاسی+ خلاصه بحث

“ضرورت دولت از منظر علامه طباطبایی” در جلسه گروه علمی فلسفه سیاسی+ خلاصه بحث

یکصد و نهمین جلسه گروه علمی فلسفه سیاسی (سلسله جلسات ششمین بزرگداشت علامه طباطبایی ره) با موضوع “ضرورت دولت از منظر علامه طباطبایی” با ارائه حجت الاسلام دکتر امیدی سه شنبه ۲۷ آبان ساعت ۲۰ به صورت مجازی برگزار شد. خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح می باشد: مراد از دولت در این بحث سامانه اداره جامعه است و

یکصد و نهمین جلسه گروه علمی فلسفه سیاسی (سلسله جلسات ششمین بزرگداشت علامه طباطبایی ره) با موضوع “ضرورت دولت از منظر علامه طباطبایی” با ارائه حجت الاسلام دکتر امیدی سه شنبه ۲۷ آبان ساعت ۲۰ به صورت مجازی برگزار شد.

خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح می باشد:

مراد از دولت در این بحث سامانه اداره جامعه است و علامه طباطبایی در این باب از واژه ملک و ولایت استفاده کرده است و مّلک یک امر اعتباری است لذا علامه حکومت و دولت را مفهومی اعتباری و تحقق آنرا امری بدیهی و ضروری می داند.

علامه در خصوص ضرورت تشکیل دولت ۵ وجه را مورد توجه قرار می دهند که عبارتند از:

  1. ۱٫ دولت اقتضای وجود قریحه استخدام در بشر؛ انسان در پی منافع خویش است و برای تأمین منافع به استخدام دیگران می پردازد. قریحه استخدام چه به صورت یکجانبه و چه به صورت دوسویه و متقابل انسان را به سمت انحاء مختلف دولت سوق می دهد. هیچ گاه ذهن انسان خالی از بحث استخدام نبوده است، سلاطین هم برای منافع خودشان همواره از بحث و قریحه استخدام استفاده کرده اند.
  2. حکومت و دولت اقتضای طبیعت و امری بدیهی همانند اجتماع است؛ انسان چون از حیث آفرینش مدنی بالطبع هست، لذا بدنبال تشکیل دولت است و برای اداره دولت باید قوانین شکل گیرد و قوام اجتماع به قوانین آن است که اجرا می‌شود، (قوانین اجتماع که اجرا می‌شود،). انسان گرچه اختیار و آزادی دارد، اما زندگی اجتماعی برای انسان چون امر فطری است پس نیازمند قوانین هستیم و دولت باید آن قوانین را وضع کند.

علامه میل طبیعت انسان به برپایی حکومت را بر شریعت مقدم می‌داند. انسان‌ها ابتدا زندگی اجتماعی داشتند و بعدها اختلافات و تعارضاتی میانشان بروز کرد که قادر به رفع آن نبودند از اینرو برای هدایت آنها و رفع منازعات، از ناحیه پیامبران صاحب شریعت مبعوث شدند. پس وجود دولت ضرورتی است که از نحوه آفرینش، طبیعت و فطرت انسانی برخواسته است. این طبیعت مقدم بر شریعت است از اینرو قبل از ارسال رسولان صاحب شریعت، مردم بر پایه فطرت ساده خود از حکومت برخوردار بوده اند اما با پیشرفت جوامع و بروز اختلافات اجتماعی هدایت در قالب وحی و قواعد شریعت نیز ضرورت یافت. علامه معتقد است انبیاء در اصلاحات اجتماعی نقش اول و اساسی دارند.

  1. دولت اقتضای گستره و ابعاد دین؛ به نظر علامه دین ناگزیر است که ولایت (و رهبری) امور امت را بر عهده گیرد و این ولایت در سه بخش است، اصول عقائد حقه، اخلاق فاضله و احکام.

اقتضای ابعاد عقیدتی، اخلاقی و احکام دین، اقتضای جامعه دینی و سیره نبی اکرم سه عنصر ضرورت بخش حکومت و دولت در اندیشه اسلامی است. در حیطه احکام، ضرورت وجود قوانین وضعی، قوانین جزا و اجرای هر دو دسته از قوانین در جامعه اسلامی نشانگرهای ضرورت دولت اسلامی با سه رکن مقننه، قضائیه و مجریه است. بر اساس این توضیح علامه ارکان حکومت را سه رکن مقننه، مجریه، قضائیه می داند و معتقد است در هر سه رکن مردم باید وارد فعالیت اجتماعی شوند. بر این اساس تشکیل جامعه دینی و برپایی حکومت دینی از مقدمات واجب و ضروری اقامه دین است که همه آحاد مردم بصورت برابر موظف به اجرای آن هستند.

۴- دولت اقتضای وجود جامعه از جمله جامعه دینی: هر جامعه ای از اجتماعات مختلف شکل گرفته و حکومت لازمه ساماندهی افراد و اجتماعات است. غایت حکومت و دولت؛ سعادت حقیقی است که از طریق مصالح عمومی حاکم بر احکام شریعت و نیز اخلاق فاضله و عقاید حقه در ظرف اجتماع قابل دستیابی است.

۵-  حکومت و دولت اقتضای سیره اجتماعی و سیاسی پیامبر اکرم (ص): اقدام پیامبر اکرم به تأسیس دولت پس از ورود به مدینه الگوی عملی برای مسلمانان است.

وظایف و کارویژه های دولت:

از منظر فلسفه سیاسی علامه طباطبایی وظایف و کارویژه های دولت را می توان ۱۲ مورد برشمرد. این موارد عبارتند از:

  1. حل و رفع اختلافات اجتماعی؛ حل مشکلات جامعه، حفظ مصالح مردم و تمامی حقوق افراد جامعه از همه صفوف باید رعایت شود، باید برای شعور و کسب و کار همه مردم احترام قائل شد.
  2. وضع قوانین جزیی بر اساس قواعد کلی شریعت؛
  3. حفظ نظم، اجرای قوانین عادی و اعمال مجازات حقوقی؛ اگر قدرت قضایی ( رکن قضاییه) حکومت ضعیف شود یا مردان حکومت روحیه تساهل به خود گیرند، جرم و جنایت بیشتر می‌شود و گسترش جرم و جنایت منجر به اختلال نظام می‌شود.
  4. تأمین امنیت عمومی و همگانی و اقامه جهاد، ایستادگی در برابر دشمن و تهدید‌های دشمن؛
  5. احقاق حقوق مردم و مراعات مصالح همه اعضای جامعه (در سیاستگذاری های داخلی و خارجی)
  6. حفظ آزادی های مدنی؛ والی امر در اسلام، صرفاً در اجرای مصالح امور عمومی و اجرای احکام، ولایت دارد، اما در باب تمایلات شخصی و امور شخصی همانند سایر مردم است.
  7. برقراری تعادل اجتماعی؛ برقراری اعتدال و عدالت اجتماعی.
  8. دفع شبهات فکری؛ مردم از آزادی برخوردار هستند، اگر شبهات فکری برای آنها پیش ‌آید باید دولت به آنها پاسخ دهد ضمن اینکه آزادی هم باید ضابطه ‌مند باشد.
  9. مبارزه با ظلم و فساد و استبداد؛
  10. منع اشرافیگری و خوی ارباب منشی؛
  11. زمینه سازی برای رشد و توسعه اقتصادی؛ باید از ولایت سفها بر اقتصاد جلوگیری شود. به اعتقاد علامه طباطبایی فساد اقتصادی بدترین نوع فساد است و ایشان معتقد است فساد اقتصادی منجر به انحطاط اجتماعی، شکم بارگی و سایر مفاسد در جامعه می شود.
  12. برقراری روابط صلح آمیز عادلانه با دولت های غیر متخاصم؛

براساس دیدگاه علامه طباطبایی رئیس دولت فردی است که در تقوای دینی و حُسن تدبیر و اطلاع بر اوضاع از همه مقدم است و برای این مقام متعین است. اولیای حکومت باید زبده‌ترین و برجسته‌ترین افراد جامعه بوده باشند. شکل دولت؛ سلطنتی، مشروطه، استبدادی، امپراطوری و دموکراسی نیست، بلکه جمهوری مبتنی بر سه عنصر امامت، اصول شریعت و مشورت است. به تعبیری دقیقتر دولت مورد نظر علامه جمهوری اسلامی است که در آن جمهور یا مردم با حضور خود در صحنه های مختلف اجتماعی، حکومت را همراهی می‌کنند. افق و دورنمای دولت افزون بر این، در راستای اتحاد مسلمین، فرارفتن از مرزهای جغرافیایی به مرزهای عقیدتی و الگو گیری از سیره و سنت پیامبر اسلام خواهد بود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.