“زمین های نسبی گرایی معرفتی در تفکر ویتگنشتاین متاخر“ در جلسه گروه علمی معرفت شناسی+خلاصه بحث

۲۰۲۰-۰۲-۰۹ دویست و دومین جلسه گروه علمی معرفت شناسی با موضوع “زمین های نسبی گرایی معرفتی در تفکر ویتگنشتاین متاخر“ با ارائه “حجت الاسلام دکتر عبدالله محمدی“ و با حضور اعضاء محترم گروه شنبه ۱۹ بهمن ۹۸ ساعت ۱۹ در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد. خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح می باشد: ویتگنشتاین از بزرگترین و موثرترین فیلسوفان قرن بیستم است.
۲۰۲۰-۰۲-۰۹
دویست و دومین جلسه گروه علمی معرفت شناسی با موضوع “زمین های نسبی گرایی معرفتی در تفکر ویتگنشتاین متاخر“ با ارائه “حجت الاسلام دکتر عبدالله محمدی“ و با حضور اعضاء محترم گروه شنبه ۱۹ بهمن ۹۸ ساعت ۱۹ در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.
خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح می باشد:
ویتگنشتاین از بزرگترین و موثرترین فیلسوفان قرن بیستم است. وی دو دوره مهم را در زندگی خویش داشته که هر کدام تأثیر جدی در فلسفه به جای گذاشته است. ویتگنشتاین متأخر بر نگرش فیلسوفان قدیم نسبت به ماهیت معنا و زبان انتقاد جدی داشت. وی معتقد شد رسالت زبان صرفا تصویرگری از جهان خارج نیست و معنا نیز با مسما و مصادیق یکسان نیست. بلکه باید معنا را در کاربرد واژگان جست. برای فهم صحیح کاربرد نیز باید در بازیهای زبانی وارد شویم. تا کسی دریک بازی زبانی زندگی نکرده نباشد، واژگان را میشنود ولی معنای آنها را درک نمیکند. یکی از مقومات بازیهای زبانی، پیروی از قواعد است. لکن این قواعد برای هر بازی متفاوت است. همانگونه که قواعد بازی فوتبال با والیبال متفاوت است، قواعد بازی ایمان با بازی فیلسوفان نیز متفاوت است ،بنابراین نباید قواعد فلسفی را معیار وشاقول ارزیابی مدعیات دینی قرار داد. ازسوی دیگر، هیچ قاعده عام که برای تمام بازیها یکسان باشد ،وجود ندارد. قواعد بازی به شکل پیشینی نگاشته نمیشوند، بلکه رفتار انسانهاست که قواعد بازی را شکل میدهد. این قواعد متأثر از فرهنگ وشیوه زندگی مردم هستند. بگوییم چون ما از قواعد پیروی میکنیم به موافقت میرسیم، بهتر است که بگوییم موافقت ما معنای قاعده را تعیین و تثبیت میکند. به جای آنکه بپنداریم انسان تحت اجبار قواعد منطقی و ریاضی است، باید بگوییم عمل انسان ماهیت قواعد را وضع میکند.همین امر یکی از زمینه های نسبی گرایی در اندیشه ویتگنشتاین متأخر گردید. زیرا با پذیرش این مدعا، فرامعیار یا قواعدی ثابت و همگانی که حاکم بر تمام بازیها باشد، نفی میشود.
مفهوم دیگری که زمینهساز تفکر نسبیگرایی در ویتگنشتاین متأخر است، مفهوم جهان تصویر است. از نظر او خالی شدن از پیشدانستهها برای هیچ انسانی ممکن نیست. وی معتقد است هر کدام از ما صدق و کذب و نیز مؤید بودن یا نبودن شواهد را بر اساس پیشزمینههایی پذیرفتهایم که نه با استدلال و تلاش به آن رسیدهایم و نه از منظری دیگر آنها را ارزیابی کردهایم، بلکه به شکل موروثی به آنها باور داریم و به کمک آنها، گزارهای را صادق یا کاذب میدانیم. هر بازی زبانی حتی جمع کردن و مطالعه شواهد، بر مبنای پیش فرض است. این پیش فرضها هیچگاه اثبات نمیشوند، بلکه فرض میشوند. تصویری که ما از هستی، انسان، صدق، معیار صدق و … داریم، به شکل موروثی از سوی جامعه و فرهنگ به ما رسیده است. وی مردم جامعهای را مثال میزند که برای بررسی مدعای خویش به آراء فیزیک مراجعه میکنند و به همین دلیل دیدگاه کسانی را که در این مسئله به غیبگو روی میآورند، باطل میشمارند. ویتگنشتاین معتقد است این گروه بازی زبانی خویش را ملاک ارزیابی قرار داده و بر اساس آن دیگران را تخطئه میکنند. هیچ دلیلی وجود ندارد که سخن ایشان معتبرتر از سخن جامعه دوم باشد.
خلاصه کلام ویتگنشتاین در این مثالها آن است که تمام آنچه ما به منزله دلایل قطعی برای سخنان خویش اقامه میکنیم، برخاسته از آرائی است که به دلیل قبول کردن یک بازی زبانی به آنها باور داریم. این باورها بخشی از واقعیت مستقل از ذهن ما نیستند و ما اختیاری در پذیرش یا رد آنها نداشتهایم. آنچه ما درست میدانیم بر مبنای قواعد بازیهای زبانی خودمان است و معلوم نیست مستقل از بازی زبانی ما، واقعیت نیز همانگونه باشند.
طبق این دیدگاه تمام آنچه در ذهن ما به منزله چارچوبی برای ارزیابی گزارهها و تشخیص صدق و کذب دیگر قضایا شناخته میشود، برگرفته از شیوه تعلیم و تربیت و آموزههای فرهنگی و اجتماعی ماست. حتی تقسیم گزارهها به پایه و غیرپایه و تعیین مصادیق آن نیز بازتابی از زبان فرهنگی و اجتماعی و بازیهای زبانیای است که در آنها مشارکت داریم، به همین دلیل امکان تغییر این گزارهها و حتی جایگزینی قضایای پایه با غیرپایه موجود است.
سومین زمینه نسبیگرایی در اندیشه ویتگنشتاین به تفسیر وی از گزاره های پایه بازمیگردد. از نظر او گزارههای پایه منطق و ریاضی هیچ تفاوتی با گزارههای پایه تجربی ندارد. گزاره های منطق و ریاضی نیز به همان اندازه گزارههای تجربی در معرض خطا هستند. تمام گزارههای پایه متأثر از تجربه تاریخی و بازیهای زبانی بوده و هیچیک از آنها صرفاً مفهومی و انتزاعی نیستند. چنین قضایایی اصول پایه در تفکر بشر هستند، ولی نمیتوان از صادق بودن و مطابقت آنها با واقع سخن گفت، زیرا شرط صدق، اثباتپذیری و توجیه توسط شواهد و دلایل است. این شرط در گزارههای پایه موجود نیست. بنابراین نباید یقین موجود در این گزارهها را ضامن صدق آنها انگاشت. از نظر وی حتی اینکه کدام گزاره پایه یا غیرپایه باشد نیز میتواند به مرور زمان تغییر کند.
به گفته دیلمن، ویتگنشتاین متأخر طراح انقلاب کپرنیکی دیگری بود. همانگونه که کانت جای ذهن و عین را تغییر داد، ویتگنشتاین نسبت به عین و زبان عمل کرد. این تفکر در گرایشهای پست مدرن تأثیر جدی داشت. لیوتار و وینچ به صراحت از تأثیرپذیری از ویتگنشتاین سخن گفته اند.

برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰