بقاء روح بعد از متلاشی شدن بدن

بقاء روح بعد از متلاشی شدن بدن

یکی از سؤالات این است که آن حقیقت که غیر از بدن است – یعنی همان چیزی که از آن تعبیر به «من» می‌کنیم – وقتی ارتباطش  با بدن از بین برود مسلماً بدن متلاشی و فاسد می‌گردد و این در واقع چیزی است که در نبش قبرها می‌بینیم.  حال آیا خود آن حقیقت هم

نظریّۀ سوفسطائیان

نظریّۀ سوفسطائیان

سوفسطائیان معتقدند که جدای از پندار انسان و نحوۀ نگرش او بر عالَم چیزی حقیقت ندارد و البتّه در این ادعای خود به ادلّه‌ای هم تمسّک می‌کنند؛ از جمله خطاهای حواسّ در ادراک محسوسات؛ یعنی ما محسوسات این عالَم را از طریق قوای احساسی ادراک می‌کنیم در حالی که قوای احساسی ما بیانگر واقعیّات نیستند؛

حقیقت نفس

حقیقت نفس

حال که وجداناً[۱] و عیاناً[۲] می‌دانیم که این ممّیز و حاکم، ما هستیم و هر یک از ما دارای این تمییز دهنده است که در هر حال و هر جا و هر وقت دارای آن می‌باشد، سؤال این است که ذات آن چیست؟ یعنی گوهر و سرشت آن چیست و چگونه موجودی است؟ اگر گفتیم

نفس، مُمیّز مراتب وجود

نفس، مُمیّز مراتب وجود

سؤالی که مطرح می‌گردد این است که تقسیماتی که برای موجودات بیان شد و شامل جماد، نبات، حیوان و انسان می‌شود و اینکه در میان خود موجودات و از جمله انسان‌ها هم از نظر مراتب وجودی شدت و ضعف وجود دارد حال چه کسی این حکم را می‌کند؟ چه کسی تشخیص می‌دهد که حیوان بالاتر

ادراک کلیات

ادراک کلیات

علومی که ادراک می‌کنیم چند گونه است: بعضی کلی است که این ویژگی، تجرّد نفسِ ناطقه را بهتر اثبات می‌کند؛ چون کلی جایگاهش در خارج نیست؛ زیرا هر چه در خارج به عنوان موجود داریم، حتماً جزئی است.؛
نفس دارای منشأ مادّی(استاد ضیایی)

نفس دارای منشأ مادّی(استاد ضیایی)

عالِم چه کسی است؟ یعنی آیا همین اعضا و جوارح ما عالِم هستند؟ این اعضا را بیست سال پیش هم داشتیم و چه بسا قوی تر از امروز هم داشتیم در حالی که بسیاری از حقایق که من امروز در اختیار دارم را در آن زمان پی نبرده بودم. این آقای علامه و مجتهد که الآن در سن هشتاد سالگی به سر می‌برد در سن بیست سالگی از جهت بدنی خیلی سرحال‌تر بوده در حالی که بسیاری از مطالب علمی که امروز در اختیار دارد در سن بیست سالگی نداشته است. پس نمی‌توانیم بگوییم بدن ما عالِم است.؛
نقد مبانی مادّیون(آیت الله ضیایی)

نقد مبانی مادّیون(آیت الله ضیایی)

شامّه با یکی از شئونات نفس ناطقه است و اما آلتش بینی است؛ یعنی بینی که ادراک نمی‌کند، بلکه نفس است که ادراک می‌کند؛ منتها این وسیله است. گوش که ادراک نمی‌کند، بلکه جان ادراک می‌کند و گوش یک وسیله است.؛
منشأ تفاوت فلزات(استاد ضیایی)

منشأ تفاوت فلزات(استاد ضیایی)

بعضی ازحوادثی که برای افراد پیش می‌آید به اعمال قبلی ایشان منوط است. این که گفته شود اصلاً تأثیری ندارد حرف درستی نیست، بلکه تأثیر دارد ولی به این صورت هم نیست که با اختیار منافات داشته باشد و سر از جبر در بیاورد.؛
دفتر و ساختمان آموزشی : قم،خ ارم ،ک۲۰ روبروی مسجدسلماسی پلاک۱۳ کدپستی: 3715696797