کد خبر : 3069
تاریخ انتشار : شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۵
بازدید : 156

دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) در مورد زن با رویکرد فلسفی: تبیین شخصیت سیرۀ حضرت زهرا(س)

دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) در مورد زن با رویکرد فلسفی: تبیین شخصیت سیرۀ حضرت زهرا(س)

چه نیازی بود      سزاست برای درک هرچه بیشتر و بهتر عظمت وجودی زهرای مرضیه ـ سلام الله  علیها ـ و شناخت بزرگی روح و اندیشۀ آن بانوی بزرگوار و اینکه در چه زمان و مکانی پا به عرصۀ وجود گذارد، نگاهی هرچند کوتاه و گذرا بیفکنیم بر پیشینۀ اجتماعی ـ فرهنگی جامعۀ اسلامی خصوصاً شبه

چه نیازی بود

     سزاست برای درک هرچه بیشتر و بهتر عظمت وجودی زهرای مرضیه ـ سلام الله  علیها ـ و شناخت بزرگی روح و اندیشۀ آن بانوی بزرگوار و اینکه در چه زمان و مکانی پا به عرصۀ وجود گذارد، نگاهی هرچند کوتاه و گذرا بیفکنیم بر پیشینۀ اجتماعی ـ فرهنگی جامعۀ اسلامی خصوصاً شبه جزیرۀ عربستان؛ و تا آنجا که در پرتو شعاعهای روشنگر تاریخ قابل دسترسی است بررسی نماییم که ایشان به عنوان یک مصلح بزرگ دینی، اجتماعی، فرهنگی چگونه در کنار پدر و همسر گرانقدرش گام در شاهراه اندیشۀ بشریت نهاد؛ تا شاید با به یادآوری آنچه دوران جاهلیتش می خوانند و آنچه از نجات بخشی اسلامی می سرایند بتوان به معیار و محکی ارزنده برای تشخیص پایگاه ارزشی زنان به عنوان بخشی از پیکرۀ عظیم انسانیت دست یافت؛ نقش حضرت فاطمه زهرا در پاسخگویی به نیازهای مبرم و فوری جامعه ای درحال گذر از یک محیط سنتی، مردسالار و مادیگرا به یک فضای دینی و تقواگرا.

     حضرت امام در بخشی از سخنان خود در پیامی به مناسبت روز زن خطاب به بانوان می فرمایند:

     «… مع الاسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است: یکی در جاهلیت، در جاهلیت، زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت بیرون کشید. مرحلۀ جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات بلکه پایین تر از او، زن در جاهلیت مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید…»[۱]

    آنچه همیشه به عنوان یک لکۀ ننگ و نقطه ای سیاه در صفحات پرحادثه تاریخ بشریت باقی مانده و هیچ گاه از ذهن و ضمیر و حافظۀ انسانها پاک نخواهد شد، ستمها و بیدادهایی است که از جانب عده ای انگشت شمار از زورمندان و زرمداران نسبت به گروه بیشماری از طبقات ضعیف و رنجدیده وارد می شد. در این میان مظلومتر و بی پناهتر از همه زنان بودند که چه در میان ثروتمندان و چه در میان فقرا و نیازمندان همواره مورد تعدی، ظلم و اجحاف واقع شده و از حقوق طبیعی و الهی خود به عنوان یک انسان در کنار دیگر انسانها محروم شده اند. نمونۀ بارز این محرومیتها را در تواریخ عرب جاهلی می خوانیم. آنجا که به قدری ارزش و منزلت زن سقوط می کند که به عنوان کالایی جهت تجارت و سوداندوزی مورد بهره برداری سوء واقع می شود و مردان طبق قانون مساعات[۲] در دورۀ جاهلیت حق کسب درآمد از طریق واگذاری به اصطلاح کنیزان تحت سرپرستی خود به مردان دیگر و دریافت مبلغی به عنوان دستمزد را داشتند؛ و پلیدتر آنکه فرزندانی را که از این راه نصیب آن زنان می شد به عنوان ملک و بهره و بندۀ خود می فروختند یا به کارهای مختلف می گماردند.

     تعبیر حضرت امام در سقوط منزلت زنان در جاهلیت تا مرز حیوانیت و پست تر از آن، مبیّن این واقعیت تلخ و گزنده است که زن را چون حیوانی می دانستند که به صورت انسان درآمده، فقط برای کسب لذت مردان؛ بهره ای از او نیست جز ننگ و بی آبرویی و انتظاری از او نیست جز زادن مردان دلیر برای قبیله. آنان زن را پست می داشتند چنانکه حتی حق انتخاب همسر نیز برایش قایل نبودند و مرد می توانست دختر یا یکی از زنان خود را در مقابل دختر یا یکی از زنان مرد دیگری با وی معاوضه کند بدون اینکه مهر و کابینی در میان باشد؛[۳] و اگر چنانچه همسر زنی می مرد، زن به پسر بزرگ آن مرد به ارث می رسید. حق ازدواج و قیمومت آن زن پس از مرگ شوهر با آن مرد بود مگر اینکه زن بتواند با پرداخت مبلغی که مورد رضایت آنان بود، آزادی خود را بازخرید کند.[۴] دراین میان زنان و دختران هم از ارث محروم بودند، چرا که ارث پدر به افرادی تعلق می گرفت که جای او را در جنگها و درگیریهای قبیله ای پر کنند، چرا که برای عرب، قبیله حکم همه چیز را داشت و عرب بدون قبیله مساوی هیچ بود و باید از بین می رفت؛ و آنچه برای یک قبیله در آن زمان مهم بود نیروی تازه نفس، قوی و زورمند و شجاع بود که از جان و مال و کیان قبیله دفاع کند؛ و در این میان زن هیچ نبود جز مایۀ شرمندگی، چرا که اگر در این زدوخوردها به دست دشمن می افتاد لکۀ ننگ و داغ سیاهی بود بر دامن طایفه اش. بنابراین، برای پیشگیری از وقوع چنین خفتی همان به که وی را زنده به گور می کردند تا دامن شرافت و حیثیت مردان قبیله از هرگونه شائبۀ آلودگی مبرا باشد! چنانکه در قرآن مجید هم به این طرز تفکر زشت و نفرت انگیز اعراب جاهلی اشاره می کند[۵]، و در سورۀ تکویر از زبان آن دخترک بیگناه می پرسد: «واذا الموؤدهُ سُئلَت بِأی ذنبٍ قُتلتْ؟»

  ظهور اسلام و نیاز به الگوی عملی زن مسلمان

     با ظهور اسلام و مطرح شدن باورها، اعتقادات و ایده های جدید که به تبع این، دین نو در جامعۀ عرب بروز کرد و با مطرح شدن رسول اکرم به عنوان الگو و اسوۀ حسنه برای عموم مسلمانان، نیاز به روشن شدن موضع این دین جدید در رابطه با موقعیت، حقوق و مقام زن بیش از پیش احساس می شد. چه حتی با وجود آیات و دستورالعملهای صریح اسلام در مورد دفاع از حقوق انسانی و منافع بشری زن، وی همچنان از داشتن پایگاهی ثابت و پشتوانه ای عمیق و ریشه دار در تفکرات و عملکردهای اعراب مسلمان محروم بود. در این میان روشهای برخورد و شیوه های عملی ایجاد رابطۀ رسول اکرم ـ صلوات الله  علیه ـ با زنان خود خصوصاً دختر بزرگوارشان مورد توجه قرار گرفت. ایشان که کمبود و خلأ وجودی یک الگوی به تمام معنا اسلامی را در میان زنان تازه مسلمان شده احساس می کردند، با تمام توان، همت خود را معطوف تربیت انسانی و اسلامی دختران و زنان بیت خویش کرده و در این راه دست پروردگانی بس شایسته تقدیم اسلام و جامعۀ مسلمین کردند و فاطمه زهرا ـ سلام الله  علیها ـ دخت گرامی پیامبراکرم ـ صلوات الله  علیه ـ سیده و سرور تمام این بانوان شایسته بود. چنانکه در روایتی از ابن عباس آمده است:

     «دخترم فاطمه سالار زنان با ایمان امت من و رهبر آنان به سوی بهشت است؛ بدرستی که او بانوی بانوان جهان است. عرض شد یا رسول الله  آیا بانوی بانوان در زمان خودش؟ پیامبر فرمود: سیدۀ زنان در زمان خودش مریم بنت عمران بود، ولی دخترم فاطمه بانوی بانوان جهان و سرور زنان عالم از اولین و آخرین است.»[۶]

    این بیان شیوا و این ستایش بی همتا از زبان فردی که خود سیدالمرسلین و سرور انبیای پیش از خود است و در چنان جامعه ای که زن از داشتن کمترین حقوق انسانی خود بی بهره است نسبت به دختری نوجوان که به خصایل والای انسانی آراسته است بسیار قابل تأمل و درخور تحسین می باشد. پیامبراکرم ـ صلوات الله  علیه ـ خلأ وجود چنین اندیشه و احترامی را نسبت به زنان و حقوق آنها با تأسیس یک خانوادۀ کوچک اما بس گرامی، با پیوند زدن دو سرچشمه پاکی و عفت، علی ـ علیه السلام ـ و فاطمه ـ سلام الله علیها ـ پر می کند و به این ترتیب فاطمه تا در خانۀ پدر بود، یار و یاور و غمخوار پدر و تنها پشتوانۀ نیرومند او در منزل پس از درگذشت خدیجۀ کبری، خصوصاً در دورۀ هجرت به مدینه؛ و الگوی مناسبی برای دختران مسلمان و اینک با ازدواج و تشکیل خانواده و همراهی برادر رسالت و امیر مسلمانان پس از رحلت رسول اکرم ـ صلوات الله  علیه ـ رکن رکین مقام رفیع ولایت بود.[۷] آنچه در گفتار و اعمال رسول خدا ـ صلوات الله  علیه ـ نسبت به حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله  علیها ـ مشهور و قابل تأمل است، همگی مملو از احترام، تحسین و بزرگداشت مقام آن بانوی ارجمند و تکریم شخصیت ایشان، نه صرفاً به عنوان دختر رسول الله  ـ صلوات الله  علیه ـ بلکه به واسطۀ برجستگی و علو شأن انسانی و اسلامی آن حضرت است. در این مورد حدیث زیرژ، شایستۀ بررسی است که پیامبراکرم ـ صلوات الله  علیه ـ فرمود:

     «یا علی انی یقد اوصیت فاطمه ابنتی باشیاء وامرتها ان تلقیها الیک فاتقدها فهی صادقه الصدوقه».[۸]

    در ستایش از جایگاه و پایگاه فاطمه زهرا ـ سلام الله  علیها ـ در میان سایر انسانها همین بس که آیات تطهیر، هل اتی و حدیث عظیم ثقلین در شأن او و خاندان و فرزندان او نازل و بیان شده است. چنانکه در روایت زیر از پیامبراکرم ـ صلوات الله  علیه ـ آمده است:

     «هولاء وفاطمه وهی الزهده عترتی واهل بیتی هم مع القرآن لا یفترقان حتی یردا علیّ الحوض».[۹]

    این چنین مقام و شأن رفیعی برای یک زن آن هم، زمانی که هنوز در ذهن و ضمیر جامعۀ نوپای اسلامی، سنتهای دیرپای جاهلی زنده بود، بسیار تحسین برانگیز و شایستۀ تقدیر است؛ چنان که در فرازهایی از سخنان حضرت امام به چنین مطلبی تصریح می شود که:

     «اسلام زنها را نجات داده است از آن چیزهایی که در جاهلیت بود؛ آنقدری که اسلام به زن خدمت کرده است خدا می داند به مرد خدمت نکرده است … شما نمی دانید که در جاهلیت زن چه بوده و در اسلام چه شده؟!… اسلام به زن خدمتی کرده است که در تاریخ همچون سابقه ای ندارد… .»[۱۰]

  زهرا سرچشمۀ پاک جویبار امامت

     صدیقۀ کبری ـ سلام الله  علیها ـ در تمام شئون انسانی و الهی خویش الگو و راهبر نه تنها زنان بلکه تمام انسانهای آزاده ای هستند که جز زلال حقیقت، کام تشنۀ آنها را سیراب نخواهد کرد. زهرای مرضیه ـ سلام الله  علیها ـ در زهد، صبر، ایثار، شجاعت، اخلاص و صداقت و هزاران خصلت انسانی دیگر نمونه، سرمشق و راهبری بی نظیر است؛ چنانکه جز این فضایل و فضایلی هم شأن آن، لازمه امامت نیست. «زهرا خود یک امام است…. یک تیپ ایده آل برای زن، یک اسوه، یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را انتخاب کند»[۱۱] به این ترتیب عمل، فکر و حتی وجود زهرا معیار، ملاک و میزانی بس دقیق و متقن برای تمام انسانهای مؤمن است. عمل وی چه الهی، چه انسانی میزان سنجش اعمال سایرین است و همه باید به او اقتدا کنند. او ولیه الله [۱۲] است و معصومه، لذاست که مبدأ تمام خیرات و برکات است و این است که حضرت امام می فرمایند:

     او «در حجره ای کوچک و خانه ای محقر انسانهایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملکوت اعلی می درخشد صلوات و سلام خداوند تعالی بر این حجرۀ محقری که جلوه گاه نور عظمت الهی و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است.»[۱۳]

    زهرا ـ سلام الله  علیها ـ با داشتن چنان اوصاف و ویژگیهایی قطعاً تنها زنی است که شایستگی و توان به دوش گرفتن چنان مسئولیت عظیمی را دارد. حضرت امام در فرازی از سخنان خود برای روز زن دربارۀ وظیفۀ خطیر تربیت و اصلاح یک جامعه که به عهدۀ زن است می فرمایند:

     «زن مربی جامعه است، از دامن زن انسانها پیدا می شوند. مرحلۀ اول مرد و زن  صحیح از دامن زن است. مربی انسانها زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است، زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند و… مبدأ همه سعادتها از دامن زن بلند می شود … زن مبدأ همه خیرات است.»[۱۴] و یا «زن یکتا موجودی است که می تواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه بلکه جامعه ها به استقامت و ارزشهای والای انسانی کشیده شوند…»[۱۵]

    و فاطمه ـ سلام الله  علیها ـ چنانکه در سراسر زندگی کوتاه و پرمخاطرۀ وی می بینیم الگوی ایستادگی، صبر، مقاومت در برابر شداید و سختیهای زندگی بود. او دسترنج زحمات پیامبر گرامی اسلام و تربیت شدۀ دلیر زنی چون خدیجۀ کبری ـ سلام الله  علیها ـ  بود که توانست مردانی چون امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ و سیدالشهداء ـ علیه السلام ـ و زنی مبارز، مجاهد و خستگی ناپذیر چون زینب کبری ـ سلام الله  علیها ـ را به جامعۀ اسلامی تحویل دهد و چنان نسلی بیافریند که همواره کاخهای افراشتۀ ستم از بیم نهیب رعدآسای کلامشان و عظمت نگاه نافذشان در لرزش و خوف باشند.

 خصایص زهرا ـ سلام الله  علیها ـ  از دیدگاه امام ـ رضوان الله  تعالی علیه ـ

     مطابق بینش قرآنی انسان دارای دو بعد متضاد فطری است. بعد الهی ـ انسانی و تمایلات مثبت و کمالات ارزندۀ روحانی که با تربیت نفس، مراقبه، مجاهده و محاسبه می توان بدان دست یافت که مصداق آن آیۀ «انی جاعلٌ فی الارض خلیفه».[۱۶] است. به این ترتیب این شأن مخصوص انسان کامل و خلیفه الله  فی الارض می باشد و بُعد دیگر، بُعد حیوانی و گاهی پست تر از حیوانات است که ناظر بر آیۀ شریفۀ: «اولئک کالانعام بل هم اضل»[۱۷] است. این دو بُعد روحانی، در بر گیرندۀ تمام ابنای بشر است؛ چنانکه در پیمان جاودانی که حق تعالی از انسانها گرفت خطاب به همۀ انسانها فرمود: !الست بربکم».[۱۸] که خطاب به فرزندان آدم است، نه مردان یا پسران آدم فقط؛ و آنجا که صحبت از فضایل و مناقب یا شرارتها و زشتیهای انسانهاست، چنانکه از خطاب قرآن کریم برمی آید، تقسیم بردار نیست و همگی انسانها جوابگو خواهند بود. «من عمل صالحاً من ذکر او انثی وهو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه».[۱۹]

    در اصول کافی، جلد ۱ ذیل آیۀ شریفۀ «ولله  الاسماءُ الحسنی فادعوه بها»[۲۰] امام جعفرالصادق ـ علیه السلام ـ می فرمایند «نحن والله  الاسماء الحسنی»[۲۱] آنچه از این حدیث گرانقدر برمی آید این است که انسان کامل مظهر اسمای حسنای حق تعالی است و آیینه ای است شفاف و زلال برای برتافتن جمال حضرت احدیت؛ و اینکه ائمۀ معصومین ـ سلام الله  ـ علیهم اجمعین ـ مصداق بارز انسان کامل و اسمای حسنای حضرت حقند و حضرت صدیقۀ کبری ـ سلام الله  علیها ـ  محور این کانون است. چنانکه خشنودی او خشنودی رسول ـ صلوات الله  علیه ـ و خشنودی رسول ـ صلوات الله  علیه ـ خشنودی خداوند است و این مطلب در گفتار امام جلوه ای بس گیرا و درخشنده دارد.

     «[فاطمه زهرا ـ سلام الله  علیها ـ] عنصر تابناکی که زیربنای فضیلتهای انسانی و ارزشهای والای خلیفه الله  در جهان است.»[۲۲]

 کمالات انسانی

     «تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا ـ سلام الله  علیها ـ جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است، یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخۀ انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، او زن معمولی نیست او موجود ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شده است … تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام در این زن است».[۲۳]

    آری! وجود زهرا ـ سلام الله  علیها ـ  از بُعد انسانی نمایانگر وجود انسان کامل است. انسانی که به تمام معنا اسلام از بشریت تقاضا دارد و آنچه بدان می اندیشد. در نمودار کلام امام، زهرا ـ سلام الله  علیها ـ زیربنای فضیلتهای انسانی، ما در تمام نیکیها و خوبیهای بشری است؛ او اساس زیبایی است. چنانکه او را از سایر زنان، بلکه از سایر انسانها متمایز کرده، به او جلوه ای مافوق انسانی و ملکوتی می بخشد. در سراسر زندگی کوتاه ولی با عظمت و درس آموز این بانوی فداکار اسلام به راحتی می شود هزاران خصلت ارزنده و زیبای انسانی را دید که چون دانه های درخشان مروارید بر صفحات سیاه تاریخ می درخشد. زهرا ـ سلام الله  علیها ـ  سرچشمۀ حیا، عفت، قناعت، بخشش، بزرگواری، صدق، صفا و تعهد فردی و اجتماعی است.

     اباسعید خدری روایت می کند که روزی امیرالمؤمنین به حضرت زهرا فرمود: ای فاطمه هیچ چیز هست که با آن چاشت کنیم؟ حضرت زهرا فرمود: به خدای که اکرام نمود پدر مرا به نبوت، و تو را به وصیت، امروز نزد من چیزی نیست که با آن چاشت توان کرد و دو روز پیش از این نیز؛ مگر اندک چیزی که خود نمی خوردم و به این دو پسر حسن و حسین ایثار می نمودم. حضرت فرمود: ای فاطمه چرا اعلام نمی کنی به من که برای شما طلب کرده، بیاورم؟ حضرت زهرا گفت: «یا اباالحسن مرا از خدای خود شرم می آید که تکلیف کنی تو نفس خود را به چیزی که بر آن قادر نباشی».[۲۴]

    حضرت فاطمه زهرا همان گونه که خویش عمل می نمود، عفت و پاکدامنی یک زن مسلمان را ارزنده ترین و مهمترین زینت یک زن می دانست. چنانکه در جواب سؤالی که حضرت رسول اکرم از صحابه کرد که بهترین چیز برای یک زن چیست؟ و ایشان پاسخ را نمی دانستند، فرمودند: «خیرٌ للنساء ان لا یرین الرجال ولا یراهن الرجال» و در جواب ایشان پیامبراکرم فرمودند: انّ فاطمه بضعه منی.[۲۵]

    صدیقۀ کبری سرمشق قناعت، صبر و بلندنظری بود. چنانکه بارها صحابه از شدت کار ایشان در منزل و نبودن فردی برای کمک رساندن به حضرت، اندوهگین شده، خود به کمک آن حضرت می شتافتند؛ و هیچ گاه صحبتی حاکی از ناراحتی و خستگی از ایشان نمی شنیدند. دستان تاول زده و پاهای خسته و بدن دردناک ایشان تمام سختیها را با ذکر تسبیحات خاص آن حضرت از یاد می برد؛ و در محضر حق تعالی جز با شور و شوق عبادت و بندگی حاضر نمی شد.

     حضرت با وجود تمام کمبودهای مادی و رفاهی در زندگی، هرگز خصلت بخشندگی و گشاده دستی را ـ که از خصلتهای اولیای خداوند است ـ ترک نکردند. چنانکه در شب مبارک عروسی خویش تنها دارایی و نشان از آغاز زندگی جدید، یعنی پیراهن نوی خود را به فقیر بخشیدند و به همان لباس کهنه بسنده کردند.[۲۶] بعدها سه روزی را که به علت نذر سلامتی فرزندان بیمار خود روزه گرفته بودند، بدون غذا افطار کردند و هر سه شب غذای خود و خانواده را به یتیم، فقیر و اسیر دادند[۲۷] و چنان این از خودگذشتگی و بذل و احسان، نمونه و یگانه بود که سورۀ مبارکۀ هل اتی در شأن زهرای مرضیه و خانوادۀ گرانقدرش نازل شد.

     در صدق و راستگویی چنان زبانزد عموم بود که در روایتی که حاکم در «المستدرک» و ابونعیم در «حلیه الاولیا» و دیگران به سند خود از عایشه همسر رسول خدا نقل کرده اند، آمده است: «ما رایتُ اصدق من فاطمه غیر ابیها»[۲۸] چنانکه القاب: صادقه، صدیقه والصدّوقه در باب همین خصلت زیبا و انسانی به ایشان داده شده است.

     اما آنچه زهرای بزرگوار را از سایر زنان هم عصر و دورۀ خود و سایر زنانی که خود را به گونه ای منتسب به او کرده ولی از تعهد اجتماعی وی بیخبرند متمایز می کند، اهمیت داشتن مسائل اجتماعی و امور عامۀ مسلمین نزد او بود. چنانکه گاه زهرا را همدوش پدر و همسر بزرگوارش در صحنه های مختلف اجتماعی می بینیم بی آنکه کوچکترین گردی از آلودگی بر دامن سپید عفت و تقوای او بنشیند. چنانکه آورده اند در غزوۀ احد چهارده زن ازجمله فاطمه ـ علیهاالسلام ـ حضور داشتند که آب و غذا بر پشت خود حمل می کردند و مجروحین تشنه را آب داده به مداوای آنان می پرداختند؛[۲۹] و در روایتی آمده است که در جنگ احد چون چشم فاطمه ـ سلام الله  علیهاـ بر پدر افتاد بشتافت و زخم او را شستشو داد و علی ـ علیه السلام ـ نیز در سپر خود آب می آورد. فاطمه ـ سلام الله  علیها ـ  حصیری را بسوزاند و از خاکستر آن بر زخم پدر ریخت تا خون باز ایستاد.[۳۰]

 معنویات و جلوه های ملکوتی

     حضرت امام در مورد بعد روحانی حضرت زهرا ـ سلام الله  علیها ـ  می فرماید:

     «از برای زن ابعاد مختلفه است، چنانچه برای مرد و برای انسان. این ورق صوری طبیعی نازلترین مرتبۀ انسان است و نازلترین مرتبۀ زن است و نازلترین مرتبۀ مرد است؛ لکن از همین مرتبۀ نازل حرکت به سوی کمال است. انسان موجود متحرک است از مرتبه طبیعت تا مرتبه غیب تا فنا بر الوهیت. برای صدیقۀ طاهره این مسائل، این معانی حاصل است. از مرتبۀ طبیعت شروع کرده است؛ حرکت کرده است، حرکت معنوی، با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسول الله  (ص) مراحل را طی کرده است تا رسیده است به مرتبه ای که دست همه از او کوتاه است».[۳۱]

    آنچه در این فراز از سخنان پرمعنا و دلنشین حضرت امام قابل تأمل است، نظرگاه خاص ایشان در مورد تساوی استعدادهای زن و مرد در دستیابی به صفات فاضله و مقامات بلند معنوی است. براساس چنین دیدگاهی تقسیم بندی انسانها به دو دستۀ زن و مرد، مذکر و مؤنث نمایندۀ نازلترین و پست ترین نوع نگاه به جامعۀ بشری است و در مقابل با یک نگاه ارزشی و اصول گرا انسانها همه فرزندان آدمند و بالقوه دارای شأن خلیفه الله ی و آنچه در این میان آنها را از هم متمایز می کند میزان تلاش، کوشش و مجاهدتی است که هریک از آنها در راه بارور کردن استعدادهای فطری و بالقوه و رسیدن به کمال مطلوب صرف می کنند و در این بین، تقسیم بندی انسانها به زن و مرد براساس ساختمان جسمانی آنها معقول به نظر نمی رسد؛ زیرا آنچه در رهگذر سیر و سلوک عرفانی، فلسفی و علمی نصیب انسانها می شود بهرۀ روح است نه بهرۀ جسم. چنانچه هیچ کدام از اوصاف سعادت، شقاوت، فضیلت، رذیلت، حق، باطل و… بر موصوف بدن حمل نمی شود؛ بلکه محمل این صفات روح و جان انسانهاست.

     لذاست که حضرت امام زن را نیز در بُعد انسانیت و مراتب معنوی می داند که می تواند از همان مرتبۀ نازل وجودی خود به سوی مقصد کمال حرکت کند. در این میان انسان که به منتها درجۀ انسانیت خویش صعود کرده و انسان کامل لقب گرفته بالفعل واجد شأن خلیفه اللهی است؛ و چون خلافت خداوند از نوع غیبت و گماردن فردی به جانشینی دورۀ غیبت نیست، بلکه به مقام خلافت او رسیدن به معنی چون او شاهد و حاضر بودن در همه وقت و همه جاست؛ بنابراین «انسان کامل آیت کبرای حق است»[۳۲] و مظهر اسمای الهی و اینجاست که حضرت امیر ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «وما الله  ایه اکبرمنی»؛[۳۳] و چون ائمه اطهار ـ علیه السلام ـ «کلهم من نور واحد» پس همگی مصداق آن کلام مولا علی ـ علیه السلام ـ قرار می گیرند؛[۳۴] و در این میان زهرای مرضیه نیز قطعاً دارای چنین مقامی است. اینجاست که حضرت امام با لحنی بس شیوا و گویا می فرمایند: «برای صدیقۀ طاهره این معانی حاصل است» از جمله فضایل و مکارمی که حضرت صدیقۀ کبری (س) طی سیر و سلوک توحیدی ـ عرفانی خویش بدان دست یافت، طهارت ابدی وجود مبارک و ملکوتی ایشان از هر آلودگی و آلایش بود. چنانچه جناب طبرسی ـ علیه الرحمه ـ می فرمایند:

     استدلال بر عصمت حضرت زهرا آیۀ تطهیر است؛ زیرا که عموم ملت اسلام اتفاق کرده اند بر اینکه مقصود از اهل بیت در آیۀ شریفۀ خاندان پیغمبر ـ صلوات الله  علیه ـ هستند؛ و در روایت از طرق شیعه و سنی رسیده است که این آیه مخصوص علی ـ علیه السلام ـ، فاطمه ـ سلام الله  علیها ـ، حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ می باشد؛ و اینکه حضرت رسول آنها را در زیر عبای خبیری جمع فرموده و سپس فرمود: «خداوندا این چند نفر که اکنون در زیر عبا اجتماع کرده اند خاندان من هستند؛ اینک کثافت و پلیدی را از اینان رفع کن و آنها را پاک و پاکیزه قرار ده».[۳۵]

    به این ترتیب به نقل از علامۀ امینی «اگر جز آیۀ تطهیر منقبت دیگری در شأن زهرای اطهر نبوده همین آیه، برهانی است کافی؛ و نشانگر اینکه حضرت صدیقه، معصومه است و عصمت از شئون و مناصب ولایت است و ما، غیر ولی که معصوم باشد سراغ نداریم. از ابتدای خلقت آدم تا آخر، هرکسی که معصوم است ولی است یا پیغمبر است یا امام است، یا صدیق است که حضرت صدیقه ـ سلام الله  علیها ـ نیز یکی از آنهاست».[۳۶]

    از دیگر فضایل و مناقب حضرت صدیقۀ کبری در باب عصمت ـ که از علمای بزرگ شیعه نقل شده ـ عبارت مشهور پیامبر بزرگ اسلام در مدح و منقبت ایشان است، چنانکه فرموده اند: فاطمه پارۀ تن من است، مرا آزرده خواهد کرد کسی که وی را بیازارد؛ و نیز فرمود: «کسی که فاطمه را اذیت کند مرا اذیت کرده و هرکه مرا اذیت کند خداوند را اذیت کرده»؛ و نیز فرمود: «خداوند هنگام خشم فاطمه خشمگین می گردد و در هنگام خشنودی او خشنود است»؛ و اگر چنانچه فاطمه معصومه نباشد نباید اذیت کنندگان او در هر حال مانند اذیت کنندگان پیغمبر باشند.[۳۷]

    از فضایل مهم حضرت زهرا محدثه بودن و سخن گفتن ملائکه با ایشان است. چنانکه حضرت صادق ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «فاطمه بنت رسول الله  ـ صلوات الله  علیه ـ کانت محدثه ولم تکن بنیه انما سمیت فاطمه محدثهً لأنَّ الملائکه کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادی مریم بنت عمران، یا فاطمه ان الله  اصطفاک وطهرک واصفاک علی نساء العالمین یا فاطمه اتنتی لربک واسجدی وارکعی مع الراکعین».[۳۸]

    و در روایات است که گاه فاطمه ـ سلام الله  علیها ـ در محراب و مصلای خویش به نماز و عبادت مشغول بود و پشت سرش قدحی پر از غذای گرم و مطبوع بود که از آن بخار برمی خاست[۳۹] و آن هدیه ای الهی بود که فاطمه چون مریم از آن بهره داشت. ازجمله مفاخر و مناقب عظیم فاطمه زهرا ـ سلام الله  علیها ـ نزول آیات سورۀ مبارکۀ «هل اتی» به جهت بخشش کریمانۀ حضرت و خاندان ایشان بود که یقیناً این آیات در شأن ایشان و خانوادۀ گرامی شان نازل شد و هیچ گونه اشکالی بر آن وارد نکرده اند.[۴۰]

    زیباترین و شیواترین تعبیرات دربارۀ نجات بخشی اهل بیت طاهره از آنِ رسول خداست که در این میان، حضرت فاطمه زهرا از جایگاه و اهمیت ویژه ای در کلام پدر برخوردار است. در حدیثی آمده است:

     «علیّ [منی] و ابنای منه والطیبون منی وانا منهم وهم الطیبون بعدامهم وهم سفینه من رکبهما نجی ومن تخلّف عنها هوی، الناجی فی الجنه والهادی فی لظی».[۴۱]

    و در حدیث صالح بن سهل همدانی آمده است که می گوید از امام صادق(ع) در مورد آیۀ شریفه «الله  نور السموات والارض مثل نوره کمشکاهٍ… شنیدم که فرمود:

     «المشکاه» فاطمه علیها سلام «فیها، مصباح» الحسن، «المصباح» الحسین «فی زجاجه» کانها کوکب دری «کأنّ فاطمه کوکب دریٌ بین نساء اهل الدنیا ونساء اهل الجنه».[۴۲]

    وجود چنین فضایل و مناقبی در وجود مبارک حضرت زهراست که در جواب پیامبراکرم ـ صلوات الله  علیه ـ که از علی علیه السلام پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟ عرض کرد «نعم العون علی طاعه الله »[۴۳] و اینگونه است که حضرت امام دربارۀ وجود مقدس فاطمه زهرا ـ سلام الله  علیها ـ می فرمایند:

     «معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود مجتمع است؛ انسانی است به تمام معنا انسان، زنی به تمام معنا زن».[۴۴]

  مجاهده، مخاطبه، محاکمه با حکومتهای وقت

     امام خمینی در بخشی از سخنان خود با اشاره به بُعد سیاسی ـ اجتماعی حضرت زهرا می فرمایند:

     «حضرت مجاهده داشته است، حضرت به اندازۀ خودش که در این ظرف کوتاه مجاهده داشته است مخاطبه داشته است با حکومتهای وقت، محاکمه می کرده است حکومتهای وقت را…!»[۴۵]

    این سخنان حضرت امام در مدح شخصیت فکری ـ سیاسی زهرای مرضیه نشانگر اعتقاد راسخ ایشان به بعد تعهدپذیری زنان مسلمان در برابر جامعه اسلامی است. جامعه ای که هر لحظه به واسطۀ نفوذ عناصر قدرت طلب و مصلحت اندیش تهدید می شود و تنها راه مقابله با چنین وقایعی، هوشیاری و احساس مسئولیت یکایک افراد جامعۀ اسلامی است؛ در این میان صدیقۀ کبری با دفاع و مجاهده در راه حفظ و حراست از مقام عظمای ولایت که خود را به عنوان یک مأموم موظف بدان می دید، نه تنها برای زنان که برای تمام انسانهای آزاده و حق جو الگو و نمونه است. زهرا ـ سلام الله  علیها ـ با فهم عمیق و درک کاملاً درست از موقعیت جامعۀ اسلامی و شأن خویش به عنوان دخت رسول اکرم ـ صلوات الله  علیه ـ و وارث علم، تقوا و فضایل او و با پیشقدم شدن در راه دفاع از حریم امامت و حقوق حقۀ خود و خانوادۀ بزرگوارش به پا خاست و با حرکتی کاملاً سنجیده و بجا مسیر انحرافی را که بلافاصله بعد از وفات رسول اکرم ـ صلوات الله  علیه ـ در جامعۀ اسلامی نوپای مدینه رخنه کرده بود با بانگی رسا به مسلمانان یادآوری کرد؛ هرچند که در آن موقع مورد التفات بزرگان انصار و مهاجر واقع نشد، اما پیام هشداردهندۀ کلام او در مسجد مدینه همچنان در گوش تاریخ طنین انداز است. آری! «زهرا رأیی صحیح، تفکری آزاد و عقیده ای قاطع داشت و اگر به چیزی معتقد شده و صحت آن را دریافته بود، هرگز آن را پنهان نمی کرد و بی پرده و بی هیچ واهمه ای ابراز و اعلام می نمود!»؛[۴۶] و زهرا ـ سلام الله  علیها ـ کلام پیامبر را همچنان در جان و قلب خود به ودیعت داشت که «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» و اینگونه بود که با مشاهدۀ خط انحراف از معتقدات راستین اسلام که با مرگ غمبار پیامبر آغاز شد، تاب تحمل نیاورد و فریاد زد:

     «چون خدای تعالی همسایگی پیامبران را برای رسول خویش گزید دورویی آشکار شد و کالای دین بی خریدار… شیطان از کمینگاه خود سر بر آورد و شما را به خود دعوت کرد و دید چه زود سخنش را شنیدید و سبک در پی او دویدید و در دام فریبش خزیدید و… هنوز دو روزی از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینۀ ما خاموش نگشته، آنچه نبایست کردید و آنچه ازآنتان نبود بردید و بدعتی بزرگ پدید آوردید. به گمان خود خواستید فتنه برنخیزد و خونی نریزد؛ اما در آتش فتنه فتادید و آنچه کِشتید به باد دادید که دوزخ جای کافران است… شما کجا و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ می گویید و راهی جز راه حق می پویید؛ وگرنه این کتاب خداست میان شما!»[۴۷]

    حضرت زهرا در راه باز پس گرفتن حق مسلم خلافت ولی الله  فی الارض، علی ـعلیه السلام ـ از هیچ کوششی دریغ نکرد و حتی حضرت علی ایشان را به اصرار بر مرکبی می نشاند و شبانه به در خانۀ انصار می برد و فاطمه ـ سلام الله  علیها ـ با به یادآوری گفتار و کردار رسول خدا ـ صلوات الله  علیه ـ دربارۀ علی ـ علیه السلام ـ ایشان را به شأن و قدر والای وی برای خلافت مسلمین متذکر می شد. ولی چه سود که در جواب می شنید: «ای دختر رسول خدا ما با ابوبکر بیعت کرده ایم و اگر شوهر و پسرعموی تو زودتر از آن نزد ما آمده بود با دیگری بیعت نمی کردیم».[۴۸]

    چند روزی از وفات رسول خدا ـ صلوات الله  علیه ـ و واقعۀ سقیفه نگذشته بود که حادثۀ دیگری پیش آمد و زهرا ـ سلام الله  علیها ـ را برای گرفتن حق خود و اهل بیت پیامبر راسختر کرد و آن مسألۀ فدک بود. خلیفۀ مسلمانان با استناد به حدیثی از رسول اکرم، فدک را که پیامبر در زمان حیات به فاطمه زهرا بخشیده بود، جزو اموال عمومی مسلمین حساب کرد و کارگزاران حضرت زهرا را از آن مزرعه بیرون کرد. این اتفاق سرآغاز محاجمه ای تند، سرکوبگر و روشنگر از جانب زهرا ـ سلام الله  علیها ـ با ابوبکر، خلیفۀ وقت در مسجد مدینه و آشکار شدن بغض فرو خوردۀ اهل بیت پیامبر ـ صلوات الله  علیه ـ به غاصبان حقوق ایشان بود. این است که حضرت زهرا با علم به اینکه پس از رسول خدا تنها وارث بحق ایشان خود اوست و با اتکا به شأن و منزلت پدر به عنوان نبی، فرزندان به عنوان دو ریحانۀ رسول الله  و سرور جوانان اهل بهشت و شوهر به عنوان امام مسلمین، به دادخواهی از جماعت مسلمانان بپاخاست. آنچه در گفتار حضرت زهرا بیش از پیش آشکار است نه طلب ارث و میراث مادی پدر که ادامۀ رسالت او برای ارشاد و تنذیر مردم است چنانکه در انتهای خطبه می فرماید:

     «من آنچه شرط بلاغ است با شما گفتم، اما می دانم خوارید و در چنگال زبونی گرفتار. چه کنم که دلم خون است و باز داشتن زبان شکایت از طاقت برون! و نیز می گویم برای اتمام حجت بر شما مردم دون! بگیرید! این لقمه گلوگیر به شما ارزانی؛ و ننگ حق شکنی و حقیقت پوشی بر شما جاودانی باد! اما شما را آسوده نگذارد تا به آتش افروخته خدا بیازارد… من پایان کار را نگرانم و چون پدرم، شما را از عذاب خدا می ترسانم. به انتظار بنشینید تا میوه درختی را که کشتید بچینید و کیفر کاری را که کردید ببینید».[۴۹]

    به هرحال نتیجۀ عملکرد زهرا ـ سلام الله  علیها ـ هرچه بود یک حقیقت مسلم و انکارناپذیر همواره پیش روی تاریخ اسلام وجود دارد و آن اینکه زهرای مرضیه آغازگر جنبشی عظیم و رهایی بخش در حمایت از مظلومان و ستم دیدگان تاریخ بود و با نشان دادن رگه های مخفی و ناپیدای انحراف در جامعۀ نوپای اسلامی راه را برای مبارزات گسترده تر همسر و فرزندان مجاهد خویش هموار کرد. «چه اگر باطل را نمی توان ساقط کرد، می توان رسوا ساخت؛ اگر حق را نمی توان استقرار بخشید، می توان اثبات کرد؛ طرح نمود؛ به زمان شناساند؛ زنده نگه داشت».[۵۰] درس بزرگی که سید و سالار شهیدان حسین بن علی ـ علیه السلام ـ به خوبی از مادر آموخت.

  بزرگترین شرافت

     از ملکوتی ترین و منحصر به فردترین ویژگیهای حضرت صدیقۀ طاهره نزول فرشتگان از جانب حق تعالی و سخن گفتن ایشان با حضرت بود. چنانکه در بیشتر روایات در این مورد به محدثه بودن ایشان تصریح شده است. در این مورد روایات مختلفی است، ازجمله: هم صحبتی جبرئیل امین با آن بانوی بزرگوار. روایات مروی در این موضوع، تصریح می کنند که پس از فوت رسول اکرم ـ صلوات الله  علیه ـ فرشتگان برای عرض تسلیت و آرام شدن دل فاطمه زهرا ـ سلام الله  علیها ـ به حضور ایشان مشرف شده با آن حضرت به گفتگو می پرداختند. در این مورد حضرت امام جعفرصادق می فرمایند:

     «فاطمه بعد از رحلت رسول اکرم بیش از ۷۵ روز زنده نماند و غم جانسوز داغ پدر، قلب او را لبریز کرده بود. به این جهت جبرئیل پی درپی به حضورش می آمد و او را در عزای پدر «تسلیت باد» می گفت و تسلی بخش خاطر غمین زهرا بود. گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن می گفت و گاه از حوادثی که پس از رحلت او بر ذریه اش وارد می گردید خبر می داد. امیرالمؤمنین ـ سلام الله  علیه ـ نیز آنچه جبرئیل املا می کرد همه را به رشتۀ تحریر در می آورد و مجموعۀ این سخنان است که به مصحف فاطمه ـ سلام الله  علیها ـ موسوم گردیده است».[۵۱]

    با وجود تمام فضایل و مناقبی که در تفسیر گفتار عالمانۀ حضرت امام دربارۀ شخصیت و شأن زهرای مرضیه در بخشهای پیشین گفته شد، باید اذعان کرد که در نگاه حضرت امام، صدیقۀ طاهره ـ سلام الله  علیها ـ دارای شرافت و فضیلتی بالاتر از همۀ آنچه ذکر شده است، می باشد و آن نزول حضرت روح الامین بر قلب مبارکشان و سخن گفتن با ایشان است و حضرت امام در فرازی از سخنان ارزشمند خود به این مطلب اشاره دارند که:

     «… مسألۀ آمدن جبرئیل برای کسی، یک مسألۀ ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هرکسی می آید و امکان دارد بیاید. این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می خواهد بیاید، و مقام جبرئیل که روح اعظم است. چه ما قائل شویم به این قضیۀ تنزیل، تنزیل جبرئیل، به واسطۀ روح اعظم خود این ولی است؛ یا پیغمبر است او تنزیل می دهد او [جبرئیل] را… تا مرتبه پایین. یا بگوییم که خیر حق تعالی او را مأمور می کند که برو و این مسائل را بگو…، تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد. این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و…. بین همه کس نبوده است. بعد از این هم بین کسی دیگر دیده نشده است؛ حتی دربارۀ ائمه هم من ندیده ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد…. در هر صورت، من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند ـ با اینکه آنها هم فضایل بزرگی است ـ این فضیلت را من بالاتر از همه می دانم… و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه سلام الله  علیهاست».[۵۲]

    در این زمینه گفتار مرحوم علامه امینی قابل توجه است که می فرمایند:

     «احراز این مقام جز برای آن کس که ولی است، امکان پذیر نیست و چون فاطمه ولیه الله  است در سایۀ مقام ولایتش فرشتگان با او سخن می گویند…. رسول خدا در این باره می فرمایند: اولیای بعد از من، امیرالمؤمنین، فاطمه، حسنین و اولاد معصومین آنانند؛ و وارد بودن این مرتبۀ والای محدث بودن در امت رسول خدا ـ صلوات الله  علیه ـ جز برای این سیزده معصوم برای هیچ یک از افراد امت معقول نیست».[۵۳]

 زنان بزرگ اسلام از دیدگاه امام

     حضرت امام خمینی با دیدگاه ویژۀ خویش، همواره از زنان مسلمان به عنوان عناصر پیش برنده نهضتها و حرکتهای آزادی خواهانۀ اسلامی یاد کرده و از نقش اساسی این قشر فعال و پویای جامعۀ اسلامی در جهت دهی و به حرکت واداشتن سایر اقشار جامعه به دفاع برخاسته اند. حضرت زینب کبری ـ سلام الله  علیها ـ دخت گرانقدر زهرای اطهر ـ سلام الله  علیها ـ ازجمله زنان بزرگ و مجاهدی است که از دیدگاه امام سهمی بس ارزنده و مهم در پیشبرد اهداف قیام عاشورا و در نگاهی کلان، اهداف اسلام داشته است. عظمت زینب کبری در نگاه امام آنجا به خوبی رخ می نماید که این بار حضرت امام در فرازی از سخنان خود عظمت شخصیت حضرت زهرا را با پروردن چنین دختری به نمایش می گذارد و می فرماید:

     «زنی که دخترش در مقابل حکومتهای جبّار ایستاد و آن خطبه را خواند و آن حرف را زد، آن حرفها را زد که همه می دانید، زنی که در مقابل یک جبّاری ایستاد که اگر نفس مردها می کشیدند همه را می کشتند، و نترسید و ایستاد و محکوم کرد حکومت را، یزید را محکوم کرد. [به یزید] فرمود: تو قابل آدم نیستی، تو انسان نیستی. زن، یک همچو مقامی باید داشته باشد!»[۵۴]

    در دیدگاه خاص حضرت امام تعهدپذیری اجتماعی و مسئولیت سیاسی ـ اجتماعی نه فقط مختص مردان، بلکه وظیفۀ مردان و زنان توأمان است و زنان نه فقط در خانه که مرکز تعلیم و تعلم است بلکه در اجتماع نیز باید حضور فعال داشته باشند و به قول آن حضرت:

     «اگر شما [زنها] پذیرفتید که روز بیستم جمادی الثانیه که روز تولد حضرت زهراست. … روز زن باشد …  به عهدۀ شما مسائل بزرگی [می آورد] ازقبیل مجاهده که حضرت مجاهده داشته است… مخاطبه داشته است با حکومتهای وقت، محاکمه می کرده است حکومتهای وقت را، شما باید اقتدا به او بکنید… زهد و تقوا و همه چیزهایی که داشته است و عفافی که او داشته است … آنها را تبعیت کنید».[۵۵]

    شایسته است در پایان سخن، از نقش و جایگاه زنان مسلمان ایران در تفکر و اندیشۀ امام راحل یادی بکنیم آنجا که متواضعانه فرمودند:

     «ما نهضت خودمان را مدیون زنها می دانیم، مردها به تبع زنها در خیابانها می ریختند، تشویق می کردند زنها مردان را، و خودشان در صفهای جلو بودند. زن، یک همچو موجودی است که می تواند یک قدرت لایزال، یک قدرت شیطانی را بکشد».[۵۶]

 منبع: تأملی بر جایگاه زن، ج ۱، ص ۲۶۱.

فهرست منابع و مآخذ:

۱ ـ ابوعلم، توفیق؛ فاطمه زهرا(س)؛ علی اکبر صادقی، امیرکبیر، تهران، ۱۳۵۸.

۲ ـ اربلی، ابی الحسن علی بن عیسی؛ المناقب، علی بن حسین زواریی؛ تصحیح آقا سیدابراهیم میانجی، نشر ادب الحوزه و کتابفروشی اسلامیه، بی تا، بی جا.

۳ ـ امین زاده، محمدرضا؛ جایگاه اخص و ممتاز زن؛ مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، ۱۳۷۲.

۴ ـ امینی؛ فاطمه زهرا سلام الله  علیها؛ به کوشش حبیب چایچیان، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۳.

۵ ـ جعفری، سیدحسین محمد؛ تشیع در مسیر تاریخ؛ دکتر سیدمحمدتقی آیت الله ی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران ۱۳۷۴.

۶ ـ جوادی آملی؛ زن در آیینۀ جمال و جلال؛ مرکز نشر فرهنگی رجا، تهران، ۱۳۷۴.

۷ ـ خمینی، روح الله ؛ در جستجوی راه از کلام امام؛ زن، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۳.

۸ ـ خمینی، روح الله ؛ صحیفۀ نور؛ مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، بهمن ۶۱.

۹ ـ رسولی محلاتی، سیدهاشم؛ زندگانی حضرت فاطمه(س) و دختر آن حضرت؛ دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، تهران ۱۳۷۶.

۱۰ ـ زریاب خویی، عباس؛ سیرۀ رسول الله  از آغاز تا هجرت؛ جلد اول، سروش، تهران، ۱۳۷۶.

۱۱ ـ سعادت پرور، علی؛ جلوه نور، پرتوی از فضایل معنوی فاطمه زهرا(س)؛ دفتر نشر معارف اسلامی، قم، ۱۳۷۱.

۱۲ ـ شریعتی، علی؛ زن: مجموعه آثار؛ چاپخش، تهران، ۱۳۷۵.

۱۳ ـ شهیدی، سیدجعفر؛ زندگانی فاطمه زهرا(س)؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۶.

۱۴ ـ صداقت، سیدعلی اکبر؛ زن در اسلام، و پیامها، مصاحبه ها و گفته های امام خمینی دربارۀ زن؛ نشر روح، قم، ۱۳۶۰.

۱۵ ـ قزوینی، سیدمحمدکاظم؛ فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد؛ دارالصادق، بیروت، ۱۳۹۷ه ق.

۱۶ ـ کلینی، ابوجعفر محمدبن یعقوب؛ اصول کافی؛ حاج سیدجواد مصطفوی، علمیه، تهران، بی تا.

۱۷ ـ گرجی، منیره؛ نگرش قرآن بر حضور زن در تاریخ انبیا؛ مرکز مطالعات و تحقیقات مسائل زنان، تهران ۱۳۷۳.

۱۸ ـ مطهری، مرتضی؛ تعلیم و تربیت در اسلام؛ صدرا، تهران، ۱۳۶۸.

۱۹ ـ محمدنژاد، میرعلی؛ پرتوی از فضایل حضرت فاطمه زهرا(س) در کلام معصومین(ع)؛ سنا، تهران، ۱۳۷۷.

۲۰ ـ محمدی ری شهری، محمد؛ فلسفه امامت و رهبری؛ دفتر تبلیغات اسلامی، تهران، ۱۳۶۸.

۲۱ ـ مجلسی؛ بحارالانوار؛ مؤسسه الوفا، بیروت، ۱۹۸۳م.

پی نوشت ها: 


[۱]. ر. ک: صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۳۷ـ۳۳۸.

[۲]. زریاب خویی؛ سیرۀ رسول الله ؛ ج۱؛ ص ۷۴.

[۳]. نکاح شغار: سیرۀ رسول الله ؛ ج۱؛ ص ۷۴.

[۴]. نساء  /  19: یا ایها الذین امنوا لا یحلّ لکم ان ترثوا النساء کرهاً ولا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتیتموهن؛ ای کسانی که ایمان آورده اید جایز نیست که شما زنان را بی اجازۀ ایشان به ارث ببرید تا از این راه بعضی از آنچه را که به ایشان داده بودید از دستشان بگیرید.

[۵]. نحل  /  58 و ۵۹: واذا بشّر احدهم بالانثی ظل وجهه مسودّا وهو کظیم یتواری من القوم من سوءِ ما بشر به ایمسکه علی هونٍ ام یدسّه فی التراب الاساء ما یحکمون: چون به یکی از ایشان به داشتن فرزندی مادینه مژده بدهند صورتش تیره و پر از اندوه می گردد و از مردم خود این خبر پنهان می شود و مردد می گردد که آیا این فرزند را نگاه دارد و خواری بکشد یا آنکه او را در خاک پنهان کند بسیار زشت است این داوری ایشان.

[۶]. امینی؛ فاطمه الزهرا، سلام الله  علیها؛ ص ۵۵.

[۷]. امینی؛ فاطمه الزهرا، سلام الله  علیها؛ ص ۵۸: جابر بن عبدالله  روایت می کند پیامبراکرمص به علی(ع) فرمود سلام علیک ابا الریحانتین اوصیک بریحانتی من الدنیا من قبل ان ینهّد رکناک والله  خلیفتی علیک فلما مات النبی(ص) قال علی هذا احد الرکنین الذین قال رسول الله  فلما ماتت فاطمه قال هذا الرکن الثانی الذی قال رسول الله .

[۸]. بحار الانوار؛ ج ۲۲؛ ص ۴۹: یا علی هر آینه فاطمه دخترم را به چیزهایی سفارش کردم و او را امر نمود تا آنها را بتو برساند پس تو آنها را به انجام رسان که او راستگوست و راستگویی در ذات اوست.

[۹]. بحار الانوار؛ ج۲۴؛ ص ۷۷، روایت ۱۱: اینها [علی، حسن، حسینع] و فاطمه که او زهره است عترت و اهل بیت من هستند ایشان با قرآنند و از آن جدا نمی شوند تا نزد حوض کوثر بر من وارد شوند و یکدیگر را ملاقات کنیم.

[۱۰]. ر. ک: صحیفه امام، ج ۴، ص ۴۲۷ـ۴۲۸.

[۱۱]. شریعتی؛ زن؛ ص ۲۰۳.

[۱۲]. ر.ک. امینی؛ فاطمه زهرا سلام الله  علیها.

[۱۳]. ر. ک: صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۹۲ـ۱۹۳.

[۱۴]. ر. ک: صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۳۸ـ۳۴۰.

[۱۵]. ر. ک: صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۹۲ـ۱۹۳.

[۱۶]. بقره  /  30.

[۱۷]. اعراف  /  179.

[۱۸]. اعراف  /  172.

[۱۹]. نحل  /  97.

[۲۰]. اعراف  /  180.

[۲۱]. اصول کافی؛ ج۱؛ ص ۱۴۴، باب ۲۳.

[۲۲]. ر. ک: صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۹۲ـ۱۹۳.

[۲۳]. ر. ک: صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۳۷ـ۳۳۸.

[۲۴]. کشف الغمه، ج۲؛ ص ۲۷.

[۲۵]. کشف الغمه؛ ج ۲؛ ص ۲۳.

[۲۶]. ابوعلم؛ فاطمه زهراس؛ ص ۱۳۴.

[۲۷]. همان؛ ص ۱۳۵ ـ ۱۳۷.

[۲۸] ـ رسولی محلاتی؛ زندگانی حضرت فاطمه سلام الله  علیها؛ ص ۹۱.

[۲۹] ـ ابو علم؛ فاطمه زهرا س؛ ص ۱۴۳.

[۳۰] ـ همان؛ ص ۱۴۳.

[۳۱] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۳۷ـ۳۳۸.

[۳۲] ـ جوادی آملی؛ زن در آیینه جمال و جلال؛ ص ۱۶۶.

[۳۳] ـ بحارالانوار؛ ج ۳۶؛ ص ۱؛ هیچ موجودی بهتر از من خدا را نشان نمی دهد.

[۳۴] ـ زن در آیینه جمال و جلال؛ ص ۱۶۷.

[۳۵] ـ اعلام الوری؛ طبرسی؛ ص ۲۲۲.

[۳۶] ـ امینی؛ فاطمه زهرا سلام الله  علیها؛ ص ۱۹.

[۳۷] ـ اعلام الوری؛ طبرسی؛ ص ۲۲۳.

[۳۸] ـ علامه امینی؛ فاطمه زهرا سلام الله  علیها؛ ص  7.

[۳۹] ـ رسولی محلاتی؛ زندگانی حضرت فاطمه و … ؛ ص ۸۱ ـ ۸۲؛ کشف الغمه؛ ج ۲، ص ۲۸.

[۴۰] ـ ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً ویتیماً واسیراً، انما نطعمکم لوجه الله  لا نرید منکم جزاءاً ولا شکوراً: علامه امینی؛ ۳۱.

[۴۱] ـ بحار الانوار؛ ج ۷۷؛ ص ۲۷۵، حدیث ۱: علی از من است و دو پسرم حسن و حسینع از اوست و پاکیزگان از من هستند و من از ایشان هستم و ایشان پاکیزگانند بعد از مادرشان، آنان کشتی نجاتند هرکس بر آن سوار شد نجات یافت و هرکس از آن باز ماند ساقط شد. نجات یابنده در بهشت و سقوط کننده در جهنم است.

[۴۲] ـ بحار الانوار؛ ج ۲۳؛ ص ۳۰۴، باب ۱۸، روایت ۱.

[۴۳] ـ رسولی محلاتی؛ زندگانی حضرت فاطمه و … ؛ ص ۶۹.

[۴۴] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۳۷ـ۳۳۸.

[۴۵] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۵ـ۷.

[۴۶] ـ ابوعلم؛ فاطمه زهرا؛ ص ۲۱۵.

[۴۷] ـشهیدی؛  زندگانی فاطمه زهراس؛ ص ۱۳۲ ـ ۱۳۳.

[۴۸] ـ ابوعلم؛ فاطمه زهرا س؛ ص ۲۱۵ ـ ۲۱۶.

[۴۹] ـ شهیدی؛ زندگانی فاطمه زهرا س؛ ص  135.

[۵۰] ـ شریعتی؛ زن؛ ص ۱۸۷.

[۵۱] ـ علامه امینی؛ فاطمه زهرا سلام الله  علیها؛ ص ۷۱ ـ ۷۲.

[۵۲] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۴ـ۷.

[۵۳] ـ علامه امینی؛ فاطمه زهرا سلام الله  علیها؛ ص ۷۳.

[۵۴] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۴۰.

[۵۵] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۵ـ۷.

[۵۶] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۳۸ـ۳۴۰.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.